علاء الدوله سمنانى

19

خمخانه وحدت ( فارسى )

شدند ، شعبه‌هاى درويشى و تصوف و خانقاهها مركز پرستش شيوخ و اوهام و خرافات گوناگون گشت عقايد عرفانى تصوف كمتر از هر چيز مورد توجه و علاقهء تودهء مؤمنين بود ، آنان از شيخان معجزه مىخواستند و مايل بودند كه شيوخ صوفيه در امور زندگى ياريشان كنند . بدين ترتيب كار پرستش شيوخ صوفيه بالا گرفت و اين خود باعث شد كه خانقاههاى درويشان ثروت فراوان بهم بزنند و مؤمنان فئودال ، اميران و ملوك و سرمايه‌داران شهرى پول و كالا و جواهر و غلات و اراضى وقف خانقاههاى كنند . خانها و پادشاهان نيز موقوفاتى به آنها اختصاص دهند و فرمانهاى معافيت از خراج بنام آنها صادر كنند . محيط اجتماعى قرنهاى هفتم و هشتم هجرى كه طريقت‌هاى گوناگون تصوف از آن محيط پيروان و مريدانى بدست آورده‌اند بسيار متشتت و ناجور بوده در ضمن ممكن بود كه طريقت معينى در زمانهاى مختلف و كشورهاى گوناگون آثار نقش‌هاى متفاوتى داشته باشد . اگر بگوئيم كه تمام طريقه‌هاى تصوف در ايران آن زمان روحيهء تمام مردم را منعكس مىنمودند دورنماى تاريخى را دگرگون جلوه مىدهيم و تحريف كرده‌ايم . برعكس اكثر طريقه‌هاى ياد شده با تبليغ ترك علائق دنيوى و چشم‌پوشى از دار فانى و امتناع از هر كوششى و فعاليت اجتماعى قدرت قشرهاى بالاى فرمانروايان را استوار ساختند - طريقه‌هاى مزبور تعليمات تصوف را دربارهء تزكيه نفس و امساك در استفاده از لذايذ دنيوى به تبليغ عدم مقاومت در برابر زور ، و شكيبائى و فرمانبردارى عامهء خلق در برابر بيگانه مبدل ساختند . بىسبب نبود كه عده‌اى از سران فئودال ايران و فرمانروايان بيگانه حامى جدى آن دسته از طريقه‌هاى درويشى شدند كه اكنون مورد بحث مىباشند . « 1 » با اين وصف روحيه مخالفت‌آميز عامه مردم

--> ( 1 ) - بىجهت نيست كه شيخ علاء الدوله سمنانى عارف متاله و محقق در كتاب العروة مىنويسد « چون ديدم مشايخ زمان و قاضيان و طلاب و خانقاه‌نشينان همه بدرگاه ظالمان بت‌پرست تقرب مىجويند از جملگى نفرت بردم و آزرده شدم »