مهدى مهريزى وهادى ربانى
83
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
نصيبى بردند . مشروطيّت ، به تشنّج و ناامنى گستردهاى انجاميد و زمينهساز ظهور سردارى چون سردار سپه شد . به دنبال تشنّجات و ناامنىهاى به وجود آمده بود كه بسيارى از مردم از مشروطيّت روى برگرداندند و به انتظار ظهور « مرد مقتدر » نشستند . ميرزا حسين نائينى نيز يكى از اين افراد بود . او رايزن آخوند بود و در ايّام مشروطهخواهى ، نظرات تندترى داشت . انشا و املاى برخى از مكتوبات آخوند هم از اوست . « 1 » نتيجه آنگونه كه از شواهد تاريخى برمىآيد ، خراسانى تا آخر عمر نسبت به مشروطيّت وفادار ماند و بىمهرىها و مخالفتهاى همصنفان و فشارها و تندىهاى قاجاريان نتوانست بر رأى او تأثيرى گذارد . در دوران استقرار دولت مشروطه نيز گرچه مشكلاتى ميان او و مشروطهخواهان پيش آمد ، امّا اين مشكلات آن چنان گسترده نبود كه از حمايت او از جنبش مشروطه بكاهد . چنان چه ، در آخرين روزهاى عمر ، زمانى كه به دنبال تهاجم قواى روس ، دولت مشروطه در آستانهء نابودى كامل قرار گرفت ، فضاى سينهء او ، آن چنان از « مشروطهخواهى » لبريز شد كه او بىاعتنا به دستارى كه بر سر داشت و بدون توجّه به مقام مرجعيت و محظورات آن ، رخت رزم بر تن كرد و براى دفاع از مشروطيّت عازم سفر شد . سرى چنين پر شور و دلى چنان مشفق ، البته نامى ماندگار از خود باقى گذاشت . امّا در عرصهء نظر سياسى و از ديدگاه
--> ( 1 ) . نائينى در دفاع از مشروطيّت و در مخالفت با دشمنان مشروطه ، گاهى نظرات تندى ابراز مىداشت . به عنوان مثال يك بار وقتى در حلقهء مشاوران خراسانى ، در مورد مجازات ملا قربان على زنجانى ( روحانى صد سالهاى كه بر دولت مشروطه شوريده بود ) بحثى در مىگيرد ، نائينى تندترين نظر را ابراز مىدارد و بر مفسد فى الارض بودن مجتهد فرتوت اصرار مىورزد . خراسانى خطاب به نائينى مىگويد : « بس است ديگر ميرزا حسين ! دنياى مرا خراب كرديد ، حالا مىخواهى عاقبتم را هم خراب كنى » . ر . ك : خط سوم در انقلاب مشروطيّت ايران ، ص 186 . در مورد حمايت نائينى از رضاخان ، ر . ك : تاريخ بيست سالهء ايران ، ج 3