مهدى مهريزى وهادى ربانى

84

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

يك مشروطه‌خواه ، « كجا دهد اين باده ، كفاف مستى ما را » . و چگونه مىتوان تفاوت عميق ميان مشروطهء كسى چون او را كه دل در گروى شريعت داشت ، با آن كسان ديگر كه رو به ساحل‌هاى ديگر گام مىزدند ، نديد . آشنايى خراسانى با مشروطيّت ، بسى اجمالى و نارسا بود و او بر لوازم و نتايج تحقّق چنين نظامى وقوف نداشت . قرائت او و هم‌فكرانش از مشروطيّت ، آن نظام سكولار را به نظامى شريعت‌پسندانه تحويل مىداد و اين امرى نبود كه به لحاظ معرفتى قابل دفاع باشد و مقبول و مطبوع مشروطه‌خواهان افتد . اين سؤال را مىتوان پرسيد كه اگر آخوند يكى دو سال ديگر زنده مىماند ، چه اتّفاقى مىافتاد ؟ و آيا او به پشتيبانى خود از مشروطيّت ادامه مىداد ؟ شايد نتوان پاسخ قطعى به اين سؤال داد ، امّا مشخص است كه بسيارى از دوستان و هم‌فكران و پيروان آخوند ، پس از پيروزى جنبش مشروطه از آن روى برگرداندند و يا نسبت به آن دل‌سرد شدند . در اين مورد ، از نائينى مىتوان نام برد كه چون دير زيست ، دفتر به آب دجله فرو شست و نيز از مازندرانى كه چون چندى بيش ماند ، در مكتوبى ، غمگنانه نوشت : « . . . بايد عوض اشك ، خون گريه كنيد كه اين همه زحمات را براى چه فدا كرديم و آخر كار به چه نتيجهء ضد مقصودى به واسطهء همين چند نفر خيانت‌كار دشمن ، گرفتار شديم » . « 1 » كتاب‌نامه 59 . اختناق ايران ، مورگان شوستر ، ترجمه : ابو الحسن موسوى شوشترى ، به كوشش : فرامرز برزگر و اسماعيل رائين ، صفى علىشاه ، 1368 . 60 . اوراق تازه‌ياب مشروطيّت و نقش تقىزاده ، ايرج افشار ، جاويدان ، 1359 . 61 . ايدئولوژى نهضت مشروطيّت ايران ، فريدون آدميّت ، تهران : پيام ، 1355 . 62 . تاريخ انقلاب مشروطيّت ايران ، مهدى ملك‌زاده ، تهران : علمى ، 1371 .

--> ( 1 ) . زندگى طوفانى ، ص 212