مهدى مهريزى وهادى ربانى

53

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

مطلب اين بود [ كه ] اساس مسلمانى بر اين مطلب ، مبتنى و در فصل دويم متمّم قانون اساسى هم كه سابقاً امضا نموديم ، ملزوم عدم مخالفت قوانين موضوعه با احكام شرعيه را تصريح و كاملًا اين معنا رعايت شده است . و اميدواريم كه - ان شاء اللَّه تعالى - عموم ملّت هم در انتخاب مبعوثان خود از مردمان صحيح كامل و كسانى كه به معاشرت كامله عدم خيانتشان به دين و دولت و مملكت و ملّت معلوم باشد ، بذل مراقبت نموده و خواهد نمود . مبعوثان عظام هم حقّ امانت‌دارى كما ينبغى ادا و سر مويى خيانت را به هيچ كدام البته روا نخواهند داشت . . . » . « 1 » شيخ شهيد نورى ، پيش از آن كه كاملًا از اصلاح مشروطيّت غربى و انطباق آن با مشروعيت دينى نااميد گردد ، آخرين بار فرمود : « اگر مجلس مطيع علماى نجف است ، پس چرا نامهء مرحوم آقاى آخوند را كه با وساطتش به دست رياست مجلس آن روز رسيد ، در صحن مجلس قرائت نگرديد ؟ ! » اگر نامهء رهبر دينى مشروطه خواهان ، جناب آقاى آخوند در مجلس قرائت مىشد ، آن وقت همگان متوجّه مىشدند مشروطيّت مورد نظر آخوند همان مشروعيت مطلوب شيخ فضل اللَّه بوده است . البته آن روز مجلسيان شيّاد ، عمداً آن نامه را كه مخالف نيّات پليدشان بود ، مخفى نمودند و به گونه‌اى وانمود كردند كه گويى اصلًا چنين نامه‌اى از سوى جناب آخوند در ضرورت رعايت انطباق مقرّرات مجلس با احكام الهى صادر نگرديد . ولى خوش‌بختانه كسروى معلوم الحال ، متن نامهء آقاى آخوند به مجلس را در كتاب تاريخ مشروطه آورده است . مواضع آخوند خراسانى در برابر مشروطيّت پس از سقوط محمّد على شاه پس از آن كه مبارزان بختيارى و سپاه محمّد ولى خان تنكابنى ، با موافقت روس و انگليس ، تهران را فتح كردند ، خبر عزل محمّد على شاه و جلوس فرزنش ، احمدشاه ،

--> ( 1 ) . رسائل مشروطيّت ، ص 485 به بعد