مهدى مهريزى وهادى ربانى

52

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

تاريخ 1902 ( 1320 قمرى ) به شاه فرستادند ، درخواست تأسيس يك مجلس نمايندگان كرده بودند . اين اختلاف و دشمنى كه علما با دستگاه حاكمهء قاجار داشتند و درخواست‌ها و پيشنهادهاى آنها براى اصلاحات كشورى ، به خوبى نشان مىدهد كه با رژيم حاكم ، كه بر بنياد استبداد ، ستم و بى دادگرى ريخته شده بود ، سخت مخالف بودند » . مشروطيّت مورد نظر مرحوم آخوند مشروطيّت ، ترجمانى از واژهء « كنستيتوسيون » ( ) غربى است كه در آن ، طبق پيشينهء تحوّلات فكرى و سياسى انقلاب كبير فرانسه كه با سكولاريزم و عارى از هرگونه دين باورى هم‌راه بود . ولى در برداشت اوّليّه مرحوم آخوند ، چنان با دستورات شريعت انطباق داده شد كه نتيجه‌اى جز مشروعيت‌خواهى شيخ فضل اللَّه نداشت . آية اللَّه آخوند خراسانى و مازندرانى در لايحه‌اى مشروطيّت را اين گونه تعبير مىكنند : « . . . مشروطيّت هر مملكت عبارت از محدود و مشروطه بودن ادارات سلطنتى و دواير دولتى است به عدم تخطّى از حدود و قوانين موضوعه ، بر طبق مذاهب رسمى آن مكتب . و طرف مقابل آن ، استبداديت دولت است [ كه ] عبارت از رها [ يى ] و خودسرى است [ و ] آزادى سلطنتى است و . . . آزادى هر ملّت هم ، كه اساس مشروطيّت سلطنتى مبتنى بر آن است ، عبارت است از عدم مقهوريت‌شان در تحت تحكّمات خودسرانهء سلطنت و بى مانعى در احقاق مشروعه ملّيه . و رغبت مقابله ، آن هم عبارت از همين مقهوريت مذكوره و فاقد هر چيز بودن در مقابل ارادت دولت است . و چون مذهب رسمى ايران همان دين قويم اسلام و طريقهء حقّهء اثنا عشريه - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - است ، پس حقيقتاً مشروطيّت و آزادى ايران عبارت از عدم تجاوز دولت و ملّت از قوانين منطبقه بر احكام خاصّه و عامّه مستفاده از مذاهب و بيّنه بر اجراى احكام الهيه - عزّ اسمه - و حفظ نواميس شرعيه و ملّيه و منع از منكرات اسلاميات و اشاعهء عدالت و محو مبانى ظلم و سدّ ارتكابات خودسرانه . . . .