مهدى مهريزى وهادى ربانى
51
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
داشته است : « . . . غرض ما از اين همه زحمت ، ترفيه حال رعيت و رفع ظلم از آنان و اعانهء مظلوم و اغاثهء ملهوف و اجراى احكام الهيه - عزّ اسمه - و حفظ وقايه بلاد اسلام از تطاول كفّار و امر به معروف و نهى از منكر و غيرها از قوانين اسلاميه نافعة للقوم بوده است . . . » . « 1 » از تلگرافهاى ديگرى كه از سوى طهرانى ، خراسانى و مازندرانى به ايران فرستاده شد ، چنين آمده است : « پر واضح است كه اقدامات مجدّانهء داعيان محض حفظ دين مبين و قوّت و شوكت دولت ، ترقّى ملّت و ترفيه حال رعيت و صيانت نفوس و اعراض مسلمين بوده . مكرّراً هم اين معنا را نصّاً و خلوصاً تلگرافاً و كتباً به عرض رسانيده . . . » . « 2 » مرحوم آخوند با اين نگرش دينى ، مشروطه را نوعى ساختار نوين سياسى مىدانست كه اهل شرع نيز بايد از آن به عنوان تكيه گاهى براى رسيدن به مقاصد دينى خود از آن سود جويند و به همين دليل ، تأسيس مشروطيّت را از اهمّ واجبات شمرده ، چنين فتوا داد : « بذل و جهد در استحكام و استقرار مشروطيّت ، به منزلهء جهاد در ركاب امام زمان - ارواحنا فداه - و سر مويى مخالفت و مسامحه ، به منزلهء خذلان و محاربه با آن حضرت است » . « 3 » آقاى حائرى در تحقيقى كه در بارهء دليل شركت رهبران مذهبى در انقلاب مشروطيّت ايران كرده است ، مىگويد : « دشمنى علما با مظفّر الدين شاه به حدّى رسيد كه مرحوم شربيانى او را " سگ " ناميد . تلگرافهاى چهارنفر از علماى معروف مقيم نجف به مظفرالدين شاه و عين الدوله صدراعظم وقت ، به خوبى نشان مىدهد كه چه اندازه اين مقامات با نفوذ مذهبى ، از دستگاه حاكمهء مظفر الدين شاه ناخشنود بودند . براى اصلاح فساد ادارى و غيره ، علماى نجف در يكى از تلگرافهاى خود كه در
--> ( 1 ) . تشيّع و مشروطيّت در ايران ، ص 123 ( 2 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 617 ( 3 ) . همان ، ص 730