مهدى مهريزى وهادى ربانى

49

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

عادلانه شيعى نيز ميسّر نمىباشد ، موجب شد تا ايشان خود را شرعاً موظّف به حمايت از نظام مشروطه دانسته و در راستاى همين وظيفهء شرعى ، به تبيين مذهبى نظام مشروطيّت و ارائهء دلايلى براى مشروعيت آن مبادرت ورزند . بايد توجّه داشته باشيم كه علماى مذكور به هر دليل ، به جز حكومت استبدادى مطلقه ، حكومت مشروطه و حكومت معصوم عليه السلام حكومت ديگرى را نمىشناختند و يا امكان تحقّق آن را نمىدادند » . « 1 » به نظر مىرسد نوشتار فوق خالى از تأمّل نيست ؛ زيرا حكومت ولايت فقيه در مقام تصوّر و نظر ، حتى گاهى اجراى آن ، قدمت ديرينه دارد و عالمان معروف شيعه به استناد مشروعيت همين حكومت ، وارد دستگاه سلاطين جور گشته و بر اساس قدر متيقّن ، از مشروعيت ولايت فقيه و بر پايهء حقوق حكومتى خويش دست به فعاليت حكومتى زدند . عالمانى هم‌چون سيّد مرتضى ، سيّد رضى ، علّامهء حلّى ، خواجه نصير الدين طوسى ، محقّق كركى و شيخ بهائى ، با پيشينهء نظرى حكومت ولايت فقيه و با استفاده از حدّاقل حقوق حكومتى خود در زمان سلاطين گذشته ، خدمات فراوانى انجام دادند . مرحوم صاحب جواهر و نراقى و حتى ميرزاى شيرازى و آقايان شيخ فضل اللَّه نورى و آخوند خراسانى و نائينى همگى به ولايت فقيه معتقد بودند . بايد توجّه داشته باشيم كسى هم‌چون آية اللَّه نورى ، كه بر مشروطهء مشروعه تأكيد داشت ، قطعاً تصوّرى از اين نوع حكومت داشت كه نه استبدادى مطلقه است ، و نه مشروطهء نامشروع و نه حكومت امام معصوم عليه السلام ، بلكه دقيقاً همان ولايت فقيه است . او در نظر داشت با اعمال ولايت علما ، دستورات قرآن و احاديث را كه تنها در درون كتاب‌ها باقى مانده بودند به فعليت درآورد . و اگر شيطنت‌هاى گروه غرب‌زده نمىبود ، مرحوم شيخ هم مشروطهء مشروعه را مطابق ولايت فقيه به اجرا در مىآورد . به همين

--> ( 1 ) . رسائل مشروطيّت ، ص 79 - 81