مهدى مهريزى وهادى ربانى

48

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

كتاب و سنّت ، مآل امر طرفين را به اين نتيجهء مشهود و حالت حاليه ، منتهى ساخت . صدور احكام حجج اسلاميهء نجف اشرف ، كه رؤساى شيعه جعفرى مذهبند ، بر وجوب تحصيل اين مشروع مقدّس و تعقيب آن به فتواى مشيخه اسلاميهء اسلامبول كه مرجع اهل سنّت‌اند ، براى برائت ساحت مقدّس دين اسلام از چنين احكام جوريهء مخالف با ضرورت عقل مستقل ، حجّتى شد ظاهر و لسان عيب جويان را مقطوع ساخت » . « 1 » اين كتاب در سال 1327 قمرى با تقريظ دو مرجع عالى قدر و رهبران مشروطه ، آيات عظام آخوند خراسانى و عبد اللَّه مازندرانى ، چاپ گرديد كه اهداف آنان در مشروطه‌خواهى به خوبى از اين عبارات پيداست . يكى از محقّقان تاريخ معاصر ، در بارهء علّت حمايت بعضى از علما از نظام نوين مشروطيّت و طرف‌دارى عدّه‌اى از نظام مشروعه مىنويسد : « علما ، گرچه در طول دورهء قاجار و با بهره گيرى آگاهانه از ارتقا ، گسترش و تعميق قدرت خويش در جامعه ، توانستند تبديل به رهبران سياسى مردم در تمام اعتراض‌هاى كوچك و بزرگ گردند ، ولى در نهايت و پس از متزلزل كردن و عقب زدن نظام حاكم ، از ارائهء طرح جايگزين بازماندند ؛ چون علما طرح حكومت معيّنى را براى دورهء غيبت مورد مطالعه و اجتهاد قرار نداده بودند و يا دست كم در بارهء آن ، تصوّر سازمان يافته و قالب‌ريزى شدهء روشنى نداشتند . درست است كه مرحوم نراقى و صاحب جواهر به حكومت فقيه در عصر غيبت قائل بودند ، ولى در جريان مشروطه ، كسى آن را مطرح نكرد ( نه مشروطه‌خواه و نه مشروعه‌خواه ) . درك اين مطلب كه مشروطه على رغم تضاد با حكومت معصوم ، به دليل مهار ظلم و اجراى نسبى عدالت ، از حكومت استبدادى مطلق به حكومت شيعى نزديك‌تر است و نيز اين اعتقاد علما كه به دليل غيبت امام معصوم ، تشكيل حكومت كاملًا

--> ( 1 ) . ر . ك : تنبيه الامّة و تنزيه الملّة ، ص 14