مهدى مهريزى وهادى ربانى

47

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

حسين تهرانى ، كه آنان نيز از نجف به پشتيبانى برخاستند و با تلگراف و نامه‌ها ياورىهاى بسيار به جايى مىنمودند ، همين راه را مىپيمودند و گاهى نيز در پاسخ پرسش‌هايى كه مىرفت ، انديشهء خود را باز نموده ، چنين مىگفتند : اكنون كه صاحب شريعت ( امام زمان عليه السلام ) ناپيداست و اجراى شريعت نمىشود و خواه و ناخواه حكّام جور چيره گرديده‌اند ، بارى بهتر است براى جلوگيرى از خودكامگى و ستم‌گرى ايشان ، قانونى در ميان باشد و عقلاى ملّت مجلسى برپا كرده ، در كارها شور كنند » . « 1 » درستى اين داورى را مىتوان از آغاز كتاب تنبيه الامّه مرحوم آية اللَّه نائينى ، كه با تقريظ آية اللَّه آخوند خراسانى منتشر گرديد ، جستجو كرد و سرّ حمايت علماى عتبات را نسبت به نهضت مشروطيّت دريافت . در بخشى از تنبيه الامّه آمده است : « و بعد ، مطّلعين بر تواريخ عالم دانسته‌اند كه ملل مسيحى و اروپاييان قبل از جنگ صليب ، چنان چه از تمام شعب حكمت علميّه بى نصيب بودند ، همين قسم از علوم تمدّنيه و حكمت عمليه و احكام سياسيه هم ، يا به واسطهء عدم تشريع آنها در شرايع سابقه و يا از روى تحريف كتب سماويه و در دست نبودن آنها بىبهره بودند . بعد از آن واقعهء عظيمه ، عدم فوزشان را به مقصد ، به عدم تمدّن و بى علمى خود مستند دانستند ، علاج اين ام الامراض را اهمّ مقاصد خود قرار داده و عاشقانه در مقام طلب برآمدند . اصول تمدّن و سياسات اسلاميه را از كتاب و سنّت و فرامين صادره از حضرت شاه ولايت - عليه افضل الصلاة و السلام - و غيرها اخذ و در تواريخ سابقهء خود ، منصفانه بدان اعتراف و قصور عقل نوع بشر را از وصول به آن اصول ، و استناد تمام ترقّيات فوق العاده حاصله و كمتر از نصف قرن اوّل را به متابعت و پيروى آن ، اقرار كردند . لكن حسن ممارست و مزاولت و جودت استنباط و استخراج آنان و بالعكس سير قهقرايى و گرفتارى اسلاميان به ذلّ رقّيت و اسارت طواغيت امّت و معرضين از

--> ( 1 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 86 - 285 ؛ نهضت روحانيون ايران ، ج 1 ، ص 145 به بعد