مهدى مهريزى وهادى ربانى

46

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

و در سايهء گسترش عدالت ، مسلمانان را به قافلهء تمدّن و شكوه علمى اروپا برسانند . علماى متعهّد ايران ، از جمله شخصيتى هم‌چون آية اللَّه شيخ فضل اللَّه نورى ، به همين منظور وارد جريان مشروطه‌خواهى شدند . ولى مرحوم شيخ از نزديك مسير نهايى اين حركت را به سوى دشمنان اسلام يافت و وضعيت سياسى سابق را در مجموع ، بهتر از شرايط ضدّ دينى مشروطه‌خواهان ملحد ديد كه در نظام سياسى نوين ، استبداد به شكل جديد و با محتوايى خشن به هم‌راه حذف ديانت باقى مىماند ، امّا مرحوم آخوند به اين مسئله توجّه نداشت . احمد كسروى كه از دشمنان و بدخواهان معروف روحانيت بود ، در كتاب تاريخ مشروطهء ايران ، با اين كه هر جا به نام حاج شيخ فضل اللَّه رسيده از خلاف گويى و هرزه گويى خوددارى نكرده است ، با وجود اين ، وحدت مواضع اصولى حاج شيخ با علماى عتبات و انگيزهء دينى مرحوم آخوند در دفاع وى از مشروطيّت را اين گونه مىنويسد : « چنان كه گفتيم ، جنبش مشروطه را در تهران دو سيّد ( مرحوم آقا سيّد عبد اللَّه و آقا سيّد محمّد طباطبايى ) پديد آوردند و صدر العلما ، حاجى شيخ مرتضى آشتيانى ، شيخ محمّد رضاى قمى و كسان ديگرى از ملايان ( مانند مرحوم سيّد جمال الدين افجه‌اى ) با آنان هم‌گام مىبودند . پس در پيشامد بست نشينى در مسجد آدينه ( جمعه ) و كوچيدن به قم ، حاجى شيخ فضل اللَّه نيز با آنان هم‌راهى نمود و پس از آن هميشه هم‌راه مىبود . پس از پيشرفت مشروطه و باز شدن مجلس ، ديگران هر يكى بهره‌اى جسته ، به كنار رفتند ، ولى دو سيّد و حاجى شيخ فضل اللَّه هم‌چنان بازماندند و چون مشروطه را پديد آوردهء خود مىشماردند ، از نگهبانى باز نمىايستادند . دو سيّد ، با آن كه به نمايندگى برگزيده نشده بودند ، هميشه در نشست‌هاى مجلس مىبودند و به گفتگوها در مىآمدند . حاجى شيخ فضل اللَّه نيز گاهى مىبود . . . . آخوند ملا كاظم خراسانى ، حاجى شيخ عبد اللَّه مازندرانى و حاجى ميرزا