مهدى مهريزى وهادى ربانى

108

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

مردم جهان كه مصداق ناس هستند ، بايد همان‌گونه رفتار كنيم كه دوست داريم با ما رفتار كنند . . . . از طرف ديگر ، اين مسلّم است كه اگر ما حكومت دينى بر پا كنيم و پيشوايان دينىمان زمام امور حكومت را در دست گيرند و آن چه را حكام حكومتى شرع مىدانند اجرا كنند ، نتيجه‌اش آن خواهد شد كه در گوشه و كنار دنيا پيروان مذاهب غير اسلامى و نيز مسلمانان غير شيعى هم ترغيب شوند كه به جاى حكومت‌هاى فعلى غير مسلمان يا غير شيعى ، حكومت‌ها و قدرت‌هاى ديگرى بر سر كار بياورند كه متكى بر تعصّبات مذهبى غير اسلامى و حتى ضدّ اسلامى و ضدّ شيعى باشند و زمام امور را به دست كسانى بسپارند كه تعصّبات مذكور چشم دلشان را صد در صد كور كرده و خصومتشان با ما و دين ما ، صد درجه بيشتر از حكومت‌هاى فعلى باشد و جز به نابودى مطلق اسلام يا تشيّع نمىانديشند . . . ؛ حكومت‌هايى كه با اتّكا بر مذاهب غير اسلامى يا گرايش‌هاى مذهبى غير شيعى بر سر كار آيند ، نه فقط اسلام سياسى و تشيّع سياسى ، بلكه تمام ابعاد اسلام و تشيّع را از ميان خواهند برد و ما را به روزى مىنشانند كه بگوييم : « عتبت على سلم فلما تركته / و جرّبت اقواما بكيت على سلم » . به هر حال ، عاقلانه نيست كه ما به نام تشكيل حكومت دينى و سپردن حاكميت به دست رجال دين ، موجب شويم كه دشمنانى بسيار كينه‌توزتر از دشمنان كنونىمان به قدرت برسند و براى ما و هم‌كيشان و هم‌مذهبان ما خصوصاً آنها كه در قلمرو حكومت ما نيستند ، شرايطى بدتر از شرايط كنونى فراهم آيد . در هر قدمى كه بر مىداريم بايد همهء جوانب را ملاحظه كنيم و اگر نه ، به گفتهء شاعر عرب : « إن الزنانير إن حركتها سفلها / من كورها أوجعت من لسعها الجسدا » . « 1 » هم‌چنين آقاى ثبوّت به جلسه‌اى اشاره مىكند كه ميرزاى نائينى و آخوند

--> ( 1 ) . حيات سياسى ، فرهنگى و اجتماعى آخوند خراسانى ، ص 539 - 553