مهدى مهريزى وهادى ربانى

106

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

وجود ندارد كه در جست‌وجوى آن باشيم ، بلكه آن چه هست ، بد و بدتر است و به مصداق حديث « من ابتلى ببليتين فليختر أيسرهما » ، ما بايد براى فرار از بلاى بزرگ‌تر ، بلاى كوچك‌تر را اختيار كنيم . . . اگر ما يك حكومتى با عنوان اسلامى و شرعى و مشروعه بر سر كار بياوريم و زمام امور حكومت را هم به دست پيشوايان دينى بدهيم و اصرار داشته باشيم كه تمام احكام اسلامى از جمله در مورد نامسلمانان و مخالفان اسلام و تشيّع اجرا شود - چنان كه اين راه را در پيش گيريم - بر فرض هم كه در داخل مملكت خودمان موفّقيت‌هايى كسب كنيم ، در خارج از مملكت خودمان با دو خطر بسيار بزرگ مواجه خواهيم بود : يكى اين كه رفتار ما خصوصاً در مورد مخالفان اسلام و تشيّع و پيروان مذاهب غير اسلامى و مسلمانان غير شيعى ، سرمشقى خواهد بود براى حكومت‌هاى نامسلمان و غير شيعى در رفتار با مسلمانان و شيعيان . . . . يعنى هر اقدامى كه در داخل مملكتمان در مورد غير مسلمانان و غير شيعيان بكنيم بايد منتظر باشيم كه نظير آن را حكومت‌هاى غير مسلمان و غير شيعى در مورد شيعيان و مسلمانان بكنند ؛ هر چند به عقيدهء ما ظالمانه باشد . ما هم با توجّه به وضعيتى كه داريم ، هيچ وسيله‌اى براى دفاع از آنان نداريم . پس وقتى امكان دفاع از هم‌كيشان و هم‌مذهبان خود را در خارج از مملكتمان نداريم ، تا آخرين حدّ امكان بايد سعى كنيم كه در داخل مملكت خود ، دست به اقدامات حادى نزنيم كه حكومت‌هاى غير مسلمان يا غير شيعى در مقام مقابله به مثل برآيند و هم‌كيشان و هم‌مذهبان ما [ را ] در فشار بگذارند و بر آنان ستم كنند . ما بايد بدانيم كه : « و من لا يصانع فى اموره كثيره / يضرس بأنياب و يوطأ بمنسم » ؛ چنان‌كه در دورهء صفوى ، وقتى در داخل ايران فشار بر اهل سنّت شروع شد و ايادى حكومت و وابستگان آن ، مقدّسات اهل سنّت را به باد ناسزا گرفتند . . . من وقتى اين فجايع و كشتارها [ ى شيعيان توسّط عثمانىها ] را در كنار فشارهاى صفويان و وابستگانشان بر اهل سنت و توهين‌هايى كه به