الشيخ محمد الصادقي الطهراني

28

نگرشى جديد بر نماز و روزه مسافران ( فارسى )

« الذخيرة » تخيير ميان قصر و اتمام است ، و در « المصابيح » آمده كه هر كدام را توانست واجب است انجام دهد و اگر هر دو را توانست مخير است ، گرچه در اين صورت ميزان هشت فرسنگ تقدم دارد ، و شهيد ثانى در « الروض » يك روز راه را برگزيده ، چنان كه در « مجمع البرهان » نيز ذكر شده است . 5 - اگر مدت مسافرت به گونه‌اى طولانى شود كه از صدق سفر بيرون رود ظاهراً حكم مسافر را ندارد و بايد نماز را به طور كامل بخواند ، چنان كه شهيد اول در « الذكرى » آورده است . كوتاه سخن درباره‌ى قصر نماز و افطار روزه اين است كه كاستى از كميت يا كيفيت نماز - بدون هيچ علتى به جز پيمودن مسافتى - كه احياناً از اقامت در وطن هم راحت‌تر است بر خلاف نصوصى از قرآن و موازين فقهى است و با هيچ ميزان معقول و مقبولى قابل پذيرش نيست . بالاخره علت اصلى تمامىِ اختلافات بين علماى اسلام ، عمل نكردن به فرمان قطعى الصدور و متواتر « وجوب به عرضه‌ى احاديث به قرآن » است كه متأسفانه اكثريت حوزويان با برچسب « ظنّى الدّلالة » « 1 » به

--> ( 1 ) - / اصطلاحى است كه در اصول فقه سنتى رايج در حوزه‌هاى علميه به قرآن نسبت‌داده مىشود و مقصود از آن اين است كه « دلالت معانى لغات قرآن در حدّ ظن و گمان است » در نتيجه علم به معناى لغت قرآن حاصل نمىشود ، مگر با بيان حديث كه اين خود « دور مصرّح » را دربر دارد ، زيرا اهل بيت رسالت عليهم السلام براى شناخت درستى و نادرستى احاديث ، مردم را به « وجوب عرضه‌ى احاديث به قرآن » ، امر فرموده‌اند . و اگر - فرضاً قرآن « قطعى الدلالة » نباشد ، اين عرضه بيهوده است و در اين صورت نه قرآن و نه حديث ، هيچ‌كدام حجت شرعى نيستند كه نتيجتاً بر اساس آيه‌ى : « لا تقفُ ما لَيس لَكَ بهِ علمٌ » ( 17 : 36 ) عمل به احكام اسلام ، حرام خواهد بود . حال آن‌كه اولًا خداى سبحان مىفرمايد : « إنَّ هذا القرآن يَهدى لِلّتى هى اقومُ » ( 17 : 9 ) « همانا اين قرآن ، به آن‌چه استوارتر ، محكم‌تر و ارزشمندتر است ، هدايت مىكند . » و ثانياً حضرتش امر فرموده كه به وسيله‌ى قرآن داراى عصمت شويد ، چنان‌كه مىفرمايد : « و اعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جميعاً و لا تفرَقوا » ( 3 : 103 ) « و همگى به وسيله‌ى ريسمان خدا [ با كوشش ] داراى عصمت [ علمى ] شويد و [ با همديگر از پيرامون اين ريسمان ] متفرّق نگرديد . » و از آن‌جا كه عصمت عقيدتى و عملى منحصر به معصومين عليهم السلام و در مىيابيم كه آيه‌ى كريمه به عصمت علمىِ قرآنى امر كرده است . حال اگر نتوانيم به وسيله‌ى قرآن ، از نظر علمى ، معصوم از خطا شويم ، معنايش اين است كه خداى سبحان معاذ اللَّه - به محال امر فرموده ، و اين خود افترايى كذب است كه از ساحت قدسش به دور است . بنابراين معتصمين و متمسّكين به قرآن ، بهتر و والاتر از همگان به حقيقت اسلام رسيده‌اند و با عرضه‌ى احاديث بر قرآن ، با كمال اطمينان به سخنان قطعى پيامبر و اهل بيت عليهم السلام دست يافته‌اند . و اينان همان مصلحانند كه قرآن درباره‌ى آنان مىفرمايد : « و الّذين يُمَسِّكونَ بِالكتابِ و أقاموا الصَّلاة إنّا لا نُضيعُ اجرَ المُصلحينَ » ( 7 : 170 ) « و كسانى كه به وسيله‌اى كتاب قرآن ، [ خود و ديگران را از خطا ] نگاهبانى مىكنند و نماز را برپا مىدارند ، [ مصلحند ] همانا ما پاداش مصلحان را ضايع نمىكنيم