الشيخ محمد الصادقي الطهراني
20
نگرشى جديد بر نماز و روزه مسافران ( فارسى )
پس از اين چه « ضرورت » اسلامى است كه بايستى « نماز » در سفر « قصر » و روزه هم در آن ترك شود ، در صورتى كه با اهتمام به نصّ قرآن اگر هم به دور كرهى زمين ، پياده سفر كنيم هرگز قصرى ، مگر در صورت ضرورت نخواهيم داشت . اگر چه حكم روزهاى كه موجب عسر يا حرجى گردد افطار است ، ولى براى عدد ركعات نماز در سفر هرگز عسر يا حرجى متصور نيست . مگر در نبردى زيانبار و عسرآور كه به عنوان نمونهى « خوف » از دشمن ، آن هم در نماز جماعتى به هنگام جنگ ، براى حفظ نيروهاى اسلام نماز قصر مىگردد ، كه تنها از كيفيّت جماعتى نماز و كيفيت نماز فراداى پس از آن - و نه از تعداد ركعاتش - كاسته مىشود . و شما مىبينيد كه در قرآن هيچ اشارهاى به قصر نماز در مطلق سفر نداريم كه آيهى « بقره » دربارهى صلاة خوف به طور مطلق است ، و آيهى « نساء » نيز - كه دربارهى جنگ نازل شده - تَقَيُّدى به سفر ندارد . « 1 » ما از مجموع دو آيهى مذكور اين حكم را مىفهميم كه تنها با ترس در انجام كامل نماز بايد از كيفيتش كاست ، و نه از ركعاتش . و اگر هم - فرضاً - سفرى موجب كاستن از ركعات نماز بود ، پس چرا نمازهاى چهار ركعتى به نصف كاهش مىيابد ، ولى از نماز مغرب هرگز چيزى كم نمىشود ، آيا نماز مغرب از نماز ظهر : ( نماز وسطاى روز ) برتر است ؟ !
--> ( 1 ) - / البته ترس در جنگ هم مصداق منحصر به فرد خوف نيست ، بلكه كل موارد خوف ، موضوع قصر مىباشد ، بدين معنا كه جنگ موضوعيتى براى خوف ندارد ، زيرا علت قصر فقط خوف است . مثل اينكه بگوييم : به حسن ظلم نكنيد ؛ در اينجا مصداق نفى ظلم ، حسن است ولى ظلم كليّت دارد و چون جنگ هم خوفآور است مصداق قصر مىباشد كه در غير اين صورت اگر در جنگ هم خوفى نباشد نماز شكسته نمىشود ، چنان كه « شرط » قصر در قرآن بر مبناى « إِنْ خِفْتُمْ » فقط خوف است . و جنگ « ظرف » خوف است نه شرط خوف ؛ بنابرين خوف تنها شرط قصر مىباشد