الشيخ محمد الصادقي الطهراني
19
نگرشى جديد بر نماز و روزه مسافران ( فارسى )
نيز كه هرگز خوف و خطر و ناراحتى هم ندارد و حتى براى مسافر راحتتر است ، بدون هيج دليلى به آن پيوند زده شود ! در حالى كه مىبينيم هرگز اشارهاى هم در قرآن به جواز يا وجوب قصر نماز در سفر نشده است ؟ ! بلكه دو نصّ قرآنى ، قصر بدون خوف را و يك نصّ قرآنى ، افطار بدون عسر را كلًا نفى كرده است . ولى اكنون كه حكم قرآن دربارهى قصر و افطار تنها به صورت حصر در خوف و عسر نازل شده است ، روايت چه نقشى در برابر نصّ قرآن ، مىتواند داشته باشد ، به ويژه آن كه اين روايات هم متضادّ است ! مثلًا روايتى كه « 1 » « فَلَيْسَ عَلَيْكُم جُناحٌ » در قصر نماز به هنگام جنگ را به معنى « لا جُناح » با « مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ » « 2 » ، وجوب ركنى و شعائرى سعى ثابت شده ، و « لا جُناح » گمان گناه در سعى را - به هنگام بازگرداندن بتها توسط مشركان به ميان صفا و مروه در عُمْرَةُ الْقَضاء - بر طرف مىسازد ، و آيا « سفر » از « شَعائِرَ اللَّهِ » است كه اولًا واجب باشد ، و در ثانى از تكميل نماز مهمتر بوده تا بدون هيج علت يا حكمتى آن را مبتلاى به قصر كند ، در حالى كه « إِن خِفْتُمْ » در هر دو آيهى بقره و نساء ، خود گواه انحصار حكم الهى در قصر صلاة به مورد ترس است ، زيرا مقابلش اطمينان و آرامش است و ديگر هيچ . و نه تنها « نماز و روزه » - كه سرآمد واجبات فرعى اسلامند - بلكه واجباتى بسيار كوچك هم هرگز بدون برخورد با واجب مهمتر از بين نمىروند ؛ مگر در صورتى كه نتوان هر دو را با كاستى از كوچكتر به جاى آورد .
--> ( 1 ) - / جامع احاديث الشّيعة ، ج 8 ، ص 20 ، در سه روايت ( 2 ) - / 22 : 32