مهدى مهريزى وهادى ربانى

117

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

سخن گفته شده « 1 » و به « خباثت ذاتى و كفر باطنى و ارتداد ملّى » او حكم داده‌اند « 2 » و غير صريح خواستار بركنارى او شده‌اند . در پى انتشار آن ، امين السلطان ناگزير به استعفا و مظفّر الدين شاه نيز ناچار از قبول آن گرديد . امين السلطان در 23 جمادى الثانى 1321 از وزارت كناره گرفت . با وجود اين ، برخى علّت استعفاى او را تكفير شدنش از سوى علماى نجف ، كه گفته‌اند انگليسىها علما را به اين كار وا داشتند ، مىدانند . و كسانى ديگر هم گفته‌اند كه تمايل شديد او به روس‌ها و بدگمان شدن انگليسىها به فعاليت‌هاى وى موجبات مستعفى شدنش را فراهم ساخت . « 3 » شيبانى ، مورّخ دربار مظفّرى ، سبب استعفاى وى را كسالت مزاج و خستگى كار قلمداد كرده است . « 4 » در ماجراى مسيونوز بلژيكى ( مسئول گمركات ايران ) آخوند در نامه‌اى به سيّد عبد اللَّه بهبهانى ، در 8 ربيع الاوّل 1323 ، از زيان و تعدّى نوز به حقوق مسلمانان ايران سخن گفت و ممانعت از آن را تكليف شرعى شمرد . « 5 » از هم‌راهان خراسانى در مبارزه بر ضد استبداد ، ميرزا حسين تهرانى و شيخ عبد اللَّه مازندرانى بودند كه با وى هستهء رهبرى سياسى - مذهبى مبارزه را در نجف تشكيل دادند و رفته رفته در شمار رهبران اصلى جنبش مشروطه‌طلبى ايران درآمدند . هنگامى كه محمّد على شاه به تخت سلطنت نشست ، خراسانى نامه‌اى به وى فرستاد و در آن او را سفارش كرد كه قوانين مشروطه را مراعات كند و در اجراى احكام شرعى و برپا داشتن عدالت و حفظ استقلال كشور بكوشد ، « 6 » ولى محمّد على شاه به آن ده فقرهء توصيه وقعى ننهاد . پس از واقعهء به توپ بستن مجلس و اعزام قواى دولتى براى سركوب آزادىخواهان آذربايجان ، خراسانى بر شدّت مخالفت خود با وى افزود . اسناد وزارت امور خارجهء روسيه ، مندرج در كتاب نارنجى حاكى است كه

--> ( 1 ) . يادداشت‌هاى ملك المورّخين ، ص 45 و 46 . ( 2 ) . عصر بىخبرى ، ص 78 . ( 3 ) . انقلاب ايران ، ص 145 ؛ شرح رجال ايران در قرن 12 - 13 ، ج 2 ، ص 415 . ( 4 ) . منتخب التواريخ ، ص 403 . ( 5 ) . يادداشت‌هاى ملك المورّخين ، ص 162 . ( 6 ) . مرگى در نور ، ص 176 ؛ تأمّلات سياسى در تاريخ تفكّر اسلامى ، ج 2 ، ص 240 - 245 .