مهدى مهريزى وهادى ربانى
118
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
بيشتر علما و در رأس آنان آخوند خراسانى در ربيع الثانى 1326 قصد سرنگون ساختن او و به سلطنت رساندن نصر الدين ميرزا ، برادر خردسال او را داشتهاند به شرطى كه وى نظام مشروطه را به رسميت شناخته و فرمان دهد تا مقرّرى به تعويق افتادهء نظاميان و كارمندان دولت از محل اموال شخصى وى تأمين شود . « 1 » خراسانى چون نيّت محمّد على شاه را از محاصرهء تبريز دانست و برخى اختلافها و دلسردىها را ميان مردم و دولت مشاهده كرد ، سيّد على آقا مجتهد تبريزى را با بيست تن از طلّاب نجف به آذربايجان فرستاد و در تلگرافى در 13 شعبان 1326 خطاب به مردم آن جا و ديگر شهرهاى ايران ، مسلمانان را به قيام به وظيفهء شرعى خود « جهت اطفاى نايرهء فساد و اصلاح ذات البين و اتّحاد كلمهء اسلاميه و احقاق حقوق مظلومان و حفظ نواميس و اعراض اموال مسلمين » فرا خواند . « 2 » اين تلگراف به امضاى مازندرانى و تهرانى نيز رسيد . در همان هنگام ، آخوند از ايرانيان مقيم عثمانى و قفقاز و ديگر سرزمينها خواست به آزادىخواهان آذربايجان مساعدت كرده و به محاصرهشدگان تبريز به هر وسيله كه مىتوانند يارى رسانند . همچنين ، در جواب تلگراف ايرانيان طرابوزان ، در 29 شعبان 1326 ، كه اعلام مىكردند مأموران حكومتى دست به قتل عام مردم تبريز زدهاند ، فرمان جهاد داد . « 3 » شاه براى تأمين هزينهء جنگ با آزادىخواهان ، بر آن شد از روس و انگليس وام بگيرد . از اين رو ، خراسانى ، شيخ اسداللَّه ممقانى را به عنوان نمايندهء خود و علماى نجف با نامهاى براى « انجمن سعادت ايرانيان » به استانبول فرستاد و خواست تا سفيران و روزنامههاى آن كشور ، ايرانيان را از نقشهء شاه آگاه و نيّت وى را از گرفتن اين وام بر ملا سازند و به مردم اعلام دارند كه طبق اصل 24 و 25 نظامنامهء اساسى ، دولت ايران بدون موافقت مجلس حقّ بستن پيمان و استقراض نخواهد داشت ، و اگر شاه از
--> ( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 174 و 175 . ( 2 ) . واقعات اتّفاقيه در روزگار ، ص 202 . ( 3 ) . همان ، ص 207 .