الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
63
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
رضوان بودند و همراه آن حضرت در جنگهايش شركت كردند و جان خود را در يارى دادن او نثار كردند و در صفحات گذشته نام گروهى از ايشان را بر شمرديم - بيعت كردند ، بنابراين ادعاى اكراه و اجبار در بيعت با امير المؤمنين ( ع ) كه مخالفان طرح مىكنند و نقل اخبار شواذ ( كم و اندك ) باطل است و اخبار بسيارى خلاف اين ادعا را ثابت مىكند . انكار گروهى ، بيعت أبو بكر را علاوه بر مطالب فوق در پاسخ كسى كه مىگويد : مجبور كردن تنى چند به بيعت با امير المؤمنين على ( ع ) را موجب نادرستى بيعت مىدانم ، مىگوييم : اخبار متواتر و بسيارى رسيده است كه گروهى را با اجبار وادار به بيعت با ابو بكر و عمر و عثمان كردهاند ، بنابراين ناچار بايد معتقد باشى كه خلافت و رهبرى آنان هم فاسد است و در غير اين صورت نزد افراد عاقل متهم به نقيض گويى خواهى شد . مگر نمىبينى و نمىدانى كه از اخبار رايج و منتشر - كه در آن ترديد نيست - مخالفت انصار در بيعت كردن با أبو بكر است ؟ و انصار مردم را به بيعت با سعد بن عباده فرا خواندند ، و گفتند بيعت با كس ديگر را نمىپذيريم و نزديك بود كار از دست قريش بيرون كشيده شود و انصار شروع به كار كردند ولى ميان خودشان اختلاف پديد آمد و سرانجام بشير بن سعد كار انصار را به تباهى كشاند و به سبب حسدى كه به پسر عموى خود سعد بن عباده برد - و گمان مىكرد كه اگر او رئيس شود اطاعت از او دشوار خواهد بود و نبايد سعد بن عباده بر او مقدم شود - با أبو بكر بيعت كرد ، و فتنه در گرفت و شمشيرها از نيام بيرون كشيده شد و عمر بن خطاب آهنگ كشتن سعد بن عباده را كرد و مردم را بر آن كار تشويق مىكرد و مىگفت سعد بن عباده را بكشيد كه خدايش بكشد . و انصار بر خود ترسيدند و سعد را كه به سبب ضعف بيمارى قادر نبود از جاى خويش برخيزد با خود از محل سقيفه بيرون بردند و اهل بيت و خويشاوندان سعد پيش او جمع شدند « 1 »
--> ( 1 ) براى اطلاع بيشتر از چگونگى بيعت با أبو بكر در منابع كهن و مقدم بر عصر شيخ مفيد ( رض ) ، و صحت آنچه در اين متن آمده است ، رجوع كنيد به ابن سعد ، طبقات ؛ ج 3 ، بخش اول ، ص 129 و ج 3 ، بخش دوم ، ص 144 و تاريخ طبرى ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ؛ ص 1349 - 1345 و مروج الذهب ، چاپ باربيه دومينار ؛ ج 4 ، ص 189 و مقدسى ، البدء و التاريخ ، چاپ كلمان هوار ، پاريس ، 1916 م ؛ ج 5 ، ص 65 و جوهرى ، السقيفة و فدك ؛ ص 59 - 48 . م