الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
61
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
واقدى مردى است كه گرايش به عثمان داشته و از على روىگردان بوده است « 1 » و آنچه كه از او دربارهء مجبور بودن مردم به بيعت با امير المؤمنين على ( ع ) نقل مىكنند و چيزهاى ياوهء ديگرى هم به دروغ بر او مىبندند ، چون مدعى اين موضوع را نقل مىكند ، به اجماع مورد قبول نيست و آنچه طرف دعوى در مورد مخدوش كردن عدالت طرف ديگر اظهار مىدارد ، بدون اقامهء دليل پذيرفته نخواهد بود . وانگهى سخن كسى كه مورد اتهام و سوء ظن است - بدون هيچ گونه اختلاف - مسموع نيست و نمىتوان حديثى را كه از عبد اللّه بن ثعلبه نقل مىكند حجت دانست . دوم آنكه ، بر فرض واقدى از همهء اين امورى كه گفتيم منزه باشد ، خبرى كه نقل كرده ، خبر واحدى است كه با اخبار متواترى كه بر خلاف آن رسيده است مغايرت دارد و در نتيجه خبر سستى است و قابل پذيرش نيست . اما خبرى كه ابن مسيب از قول سعيد بن زيد بن نفيل نقل مىكند ، در آن اقرار صريح كرده كه سعيد بن زيد بيعت را انجام داده است و اين ادعا كه سعيد از بيم اشتر بيعت كرده است صحيح نيست ، زيرا ظاهر قضيه بر خلاف ادعاى اوست و چنان نيست كه هر كس به تصور خود از چيزى بترسد آن ترس واقعيت داشته باشد ، بلكه بيشتر كسانى كه مدعى ترس هستند ، پندار ياوه و گمان بيهوده و خيال فاسد دارند . وانگهى سعيد هيچ گونه نشانهاى از آنچه مىترسيده نداده است كه دليلى بر ادعاى او باشد ، و هيچ كس نگفته است كه اشتر يا كس ديگرى از شيعيان على ( ع ) با كسى كه از بيعت با آن حضرت خوددارى كرده باشد سخنى گفته باشند و كسى را با تازيانه زده باشند و به زور و پرخاش رانده باشند ، تا چه رسد ارتكاب به قتل و گردن زدن . و با اين وضع چگونه سعيد از اشتر ترسيده است و چگونه براى ترس او مىتوان دليل صحيحى به دست آورد ؟ و اين دليل بر آن است كه واقدى در آنچه به سعيد نسبت داده ، اشتباه كرده يا آنكه سعيد در ادعاى خويش جهات خاصى را در نظر داشته است . اما سخن طلحه و زبير كه مدعى شدهاند به اجبار بيعت كردهاند ، پاسخ آن همان است كه در مورد ادعاى سعيد بن زيد داده شد ؛ با اين تفاوت كه تهمت زدن آن
--> ( 1 ) آنچه دربارهء واقدى آمده قابل تأمل است . نديم در الفهرست ؛ ص 111 . مىنويسد : واقدى گرايش به تشيع داشته و ناچار تقيه مىكرده است . اين موضوع مورد قبول بسيارى از بزرگان علماى متأخر بوده است . رجوع كنيد به محدث قمى ، الكنى و الالقاب ، چاپ صيدا ، 1358 ه ق ؛ ج 3 ، ص 230 و سيد محسن جبل عاملى ، اعيان الشيعة و مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى ، الذّريعة . م