الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

52

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

امير المؤمنين ( ع ) فرمودند : هر شيفته و به فتنه درافتاده را نمىتوان سرزنش كرد . مگر شما در بيعت من نيستيد ؟ گفتند : آرى . فرمود : برويد كه به زودى خداوند مرا از شما بىنياز خواهد كرد . آنان اعتراف به بيعت كردند و براى شركت نكردن خود بهانه‌هايى آوردند كه امير المؤمنين آن بهانه‌ها را باور نكرد و به آنان تذكر داد كه با شركت نكردن در جهاد ، به فتنه در افتاده‌اند و فقط به همين مقدار قناعت كرد و لازم ندانست كه بيش از آن چيزى بگويد ، زيرا دلايلى كه در مورد بر حق بودن آن حضرت وجود داشت چنان آشكار بود كه او را از احتجاج با ايشان بىنياز مىساخت و بيشتر گفتگو كردن با آنان ضرورت نداشت . وانگهى على ( ع ) از باطن كار ايشان آگاه بود كه براى مخالفت خود به هر حال بهانه‌تراشى خواهند كرد و ضرورتى براى تذكر بيشتر احساس نكرد و همان اندازه تذكر داد . خداوند متعال هم در مورد اين حالت بهانه‌تراشى آدمى در آيه‌هاى 14 و 15 سورهء قيامت چنين فرموده است : « بلكه انسان بر نفس خويش بيناست و هر چند عذرهايى بر خود بيفكند » . يكى از علما مىگويد : انگيزهء آنان در يارى ندادن امير المؤمنين ( ع ) پس از بيعت با آن حضرت معلوم و آشكار است و بهانه‌هايى كه مىآوردند نوعى حيله‌گرى و سرپوش نهادن بر نيتهاى درونى ايشان بود كه از بيم رسوايى اظهار مىداشتند . او مىگويد : سبب اصلى خوددارى سعد بن مالك « 1 » از يارى دادن امير المؤمنين ( ع ) حسد بود ، زيرا سعد طمع داشت كه خود به مقام خلافت رسد و چون از آن نااميد شد و به آن مقام نرسيد ، حسد موجب آمد كه از نصرت على ( ع ) خوددارى كند و با رأى و انديشهء او مخالفت ورزد ، و در واقع طمع سعد دربارهء كارى كه شايستگى آن را نداشت و گستاخى او در اينكه خود را همپايهء على ( ع ) بداند او را به تباهى كشاند و اين موضوع از آنجا سرچشمه مىگرفت كه عمر بن خطاب ، سعد را هم از اعضاى شوراى شش نفرى قرار داد و شايستگى او را براى رسيدن به خلافت تصويب كرد و سعد هم پنداشت كه شايستگى احراز مقام امامت و رهبرى را دارد و اين فكر دنيا و دين او را تباه ساخت و سرانجام هم به آنچه اميد بسته بود نرسيد و تهيدست

--> ( 1 ) نام اصلى ابى وقاص ، پدر سعد ، مالك است و گاهى به جاى سعد بن ابى وقاص ، سعد بن مالك مىگويند . رجوع كنيد به ابن عبد البر ، استيعاب ؛ ج 2 ، ص 18 در حاشيهء الاصابة فى تمييز الصحابة ابن حجر عسقلانى ، چاپ مصر ، 1328 . م .