الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

51

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

ابو مخنف لوط بن يحيى ازدى « 1 » در كتابى كه دربارهء جنگ بصره ( جمل ) تصنيف كرده است از قول اصحاب خود ، و همچنين ديگر راويان اخبار و سيره ، از قول اصحاب امير المؤمنين على ( ع ) روايت مىكنند كه چون امير المؤمنين آهنگ بصره كرد ، آگاه شد كه سعد بن ابى وقاص ، اسامه ، محمد بن مسلمه و عبد الله بن عمر از حركت با او سنگينى و خوددارى مىكنند . كسى پيش آنان فرستاد و چون آمدند ، فرمود : از قول شما سخنان سبكى شنيده‌ام كه خوش نمىدارم و در عين حال با آنكه بيعت من بر گردن شماست ، شما را مجبور نمىكنم كه همراه من بياييد . گفتند : چنين است . فرمود : چه چيز موجب شده است از همراهى با من خوددارى كنيد ؟ سعد بن ابى وقاص گفت : من خوش ندارم در اين جنگ شركت كنم ، كه مىترسم مبادا مؤمنى را بكشم و اگر به من شمشيرى بدهى كه مؤمن را از كافر بازشناسد ، همراه تو جنگ خواهم كرد . اسامه گفت : تو گراميترين خلق خدا در نظر منى ، ولى من با خدا پيمان بسته و عهد كرده‌ام ، با كسى كه لا إله الا اللّه مىگويد جنگ نكنم . اسامه به روزگار رسول خدا ( ص ) در يكى از جنگها با مشركان نيزهء خويش را به سوى مردى بلند كرد و آن مرد ترسيد و لا إله الا الله گفت ، اسامه توجه نكرد و نيزه را فرو آورد و آن مرد را كشت و چون اين موضوع به اطلاع پيامبر ( ص ) رسيد ، فرمودند : اى اسامه آيا مردى را كه شهادت لا إله الا الله مىدهد مىكشى ؟ گفت : اى رسول خدا او اين كلمه را براى نجات از مرگ بر زبان آورد . فرمودند : آيا از كشتن او نترسيدى ؟ و اسامه مدعى بود كه پيامبر ( ص ) به او فرموده‌اند : با شمشيرت همراه كسى كه با كافران جنگ مىكند ، جنگ كن . چون جنگ ميان مسلمانان درگرفت ، شمشيرش را به سنگ زد و شكست . « 2 » عبد الله بن عمر هم گفت : من در اين جنگ چيزى را درست نمىشناسم و از تو مىخواهم مرا به كارى كه نمىشناسم مجبور نكنى .

--> ( 1 ) از دانشمندان بزرگ قرن دوم هجرى ( و در گذشتهء 157 ه ق ) است . براى اطلاع از نام كتابهاى او ، رجوع كنيد به نديم ، الفهرست ؛ ص 105 . م ( 2 ) براى اطلاع از اين موضوع كه در سريهء بشير بن سعد به فدك كه در شعبان سال هفتم هجرت اتفاق افتاده است ، رجوع كنيد به واقدى ، المغازى ، ترجمهء دكتر محمود مهدوى دامغانى ، چاپ مركز نشر دانشگاهى ، 1362 ه ش ؛ ج 2 ، ص 550 . اين ادعاى اسامه كه پيامبر به او چنان فرموده‌اند در آن كتاب نيامده است . م