الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

45

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

بيعت با امير المؤمنين على ( ع ) پس از عثمان با اخبار متواتر و احاديث آشكار اين موضوع ثابت شده است كه امير المؤمنين على ( ع ) در فتنه‌اى كه منجر به كشته شدن عثمان شد ، گوشه‌گيرى كرده و حتى از خانهء خود در مدينه بيرون رفته است « 1 » تا بر او اين گمان برده نشود كه رغبتى در بيعت كردن مردم با خود داشته است . اما اصحاب پيامبر ( ص ) پس از كشته شدن عثمان به جستجو برآمدند و از محل او پرسيدند تا او را پيدا كردند و به حضورش رفتند و مسئلت كردند كه امامت مردم را بر عهده گيرد و از ترس خود در مورد تباه شدن كار مردم شكايت كردند ، و آن حضرت از پذيرش فورى خلافت خوددارى كرد ، زيرا سرانجام كار را مىدانست و آگاه بود كه آن قوم با او مخالفت خواهند كرد و در دشمنى نسبت به او يكديگر را يارى خواهند داد ، ولى خوددارى او از پذيرفتن تقاضاى آنان پذيرفته نشد و در آن باره اصرار كردند و او را به خداوند سوگند دادند و گفتند : هيچ كس براى امامت مسلمانان غير از تو شايسته و سزاوار نيست و كسى جز تو را پيدا نمىكنيم كه بتواند به اين كار قيام كند و بايد دربارهء كار دين و مسلمانان از خدا بترسى و اين كار را بپذيرى . امير المؤمنين على ( ع ) در اين هنگام متذكر شد كه مسلمانان با يكى از همان دو تنى كه بعدها پيمان‌شكنى كردند ، يعنى طلحه و زبير بيعت كنند و در اين مورد ايثار كرد و متعهد شد كه تا هنگامى كه آن دو در مورد اصلاح دين و مواظبت از اسلام عمل كنند آنان را يارى دهد . اما مسلمانان از بيعت با هر كس ديگر جز على ( ع ) خوددارى كردند و هيچ كس جز او را به اميرى نپذيرفتند . چون اين خبر به طلحه و زبير رسيد هر دو با اظهار رغبت به بيعت با آن حضرت ، به حضورش آمدند و با كمال رضايت او را در امامت بر خود مقدم داشتند ، اما على ( ع ) نپذيرفت و آن دو اصرار كردند كه بيعت ايشان را با خود بپذيرد و همهء مردم نيز با رضايت بر امامت آن حضرت اتفاق كردند و تصميم گرفتند با هيچ كس ديگر غير از

--> ( 1 ) در تاريخ طبرى ؛ ج 5 ، ص 154 و تاريخ طبرى ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ؛ ص 2331 ، آمده است كه چون عثمان محاصره شد على ( ع ) در خيبر بود و در عقد الفريد ابن عبد ربه ، چاپ مصر ، 1967 م ؛ ج 4 ، ص 310 ، آمده است كه على ( ع ) در فتنهء كشتن عثمان به ينبع ( از شهرهاى ساحلى درياى سرخ ) رفت و چون كار بر او ( عثمان ) دشوار شد نامه نوشت و تقاضا كرد كه آن حضرت به مدينه بازگردند . و در الامامة و السياسة ابن قتيبه چاپ طه محمد الزينى ، مصر ، بدون تاريخ ؛ ص 37 ، نيز نظير همين مطلب آمده است . م