الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

259

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

است ، پيامبر ( ص ) فرمودند : اى عايشه ! تو را دو بار در خواب ديدم كه گويى بر شترى سوارى كه روپوشى از حرير دارد و چون روپوش را كنار زدم تو را ديدم . بنابراين مىبينى كه پيامبر ( ص ) او را از اين كار منع كرده و با آنكه مىدانسته است كه او چنان خواهد كرد و از سرانجام عايشه آگاه بوده ، باز او را از آن بازداشته و تهديد كرده است و عايشه به عمد به مخالفت با على قيام كرده و نهى پيامبر را ناديده گرفته است و با آگاهى و اطلاع كاملى كه در اين باره داشته ، اقدام بر آن كرده است . وانگهى قرآن كه از هر خبر و حديث مهمتر است ، او را بدون شبهه از اين كار منع كرده است ؛ در آنجا كه خداوند متعال خطاب به عايشه و ديگر همسران رسول خدا فرموده است : « و در خانه‌هاى خود بنشينيد و آرام بگيريد و مانند دورهء جاهلى [ گذشته ] خودآرايى مكنيد . » « 1 » ولى او مخالفت فرمان خدا از خانهء خود بيرون آمد و ميان همگان و لشكريان و جنگ حاضر شد و همان كار دورهء جاهلى را انجام داد و ريختن خون مسلمانان را روا دانست و شرع را بر مسلمانان تباه ساخت و براى مستضعفان و اشخاص بىاطلاع شبهه‌ها ايجاد كرد . و باز از اين جمله است آنچه كه ابو داود طبرى ، از عبد الله بن شريك ، از عامر از عبد الله بن عامر نقل مىكند كه مىگفته است : شنيدم عبد الله بن بديل خزاعى « 2 » به عايشه مىگفت تو را به خدا سوگند مىدهم كه آيا خود ما از تو نشنيديم كه مىگفتى خودم شنيدم پيامبر مىفرمود : على همراه حق است و حق همراه على است و از يكديگر جدا نمىشوند تا كنار حوض كوثر پيش من درآيند ؟ « 3 » گفت : آرى ، همين - گونه است . عبد الله گفت : اگر چنين بوده است ، پس اين وضع چيست ؟ گفت : دست از سرم برداريد ، به خدا سوگند دوست دارم همه‌شان نابود گردند . و اين هم دليل بر آن است كه او بدون داشتن هيچ شبهه و ترديدى در اين موضوع كه اين كار بر خلاف فرمان خدا و رسول خداست آن را انجام داده است .

--> ( 1 ) بخشى از آيهء 33 سورهء 33 ( احزاب ) . م ( 2 ) از بزرگان قبيلهء خزاعه كه پيش از فتح مكه مسلمان شد و در فتح مكه و جنگهاى حنين و طايف و تبوك شركت كرد . از ياران مخلص امير المؤمنين على ( ع ) است و به گفتهء ابن اثير در جنگ صفين شهيد شد . رجوع كنيد به ابن اثير ، اسد الغابه ؛ ج 3 ، ص 124 . م ( 3 ) حاكم نيشابورى در مستدرك الصحيحين ؛ ج 3 ، ص 124 ، آن را آورده است . و براى اطلاع بيشتر ، رجوع كنيد به اخطب خوارزم ، مناقب ؛ ص 56 و خطيب ، تاريخ بغداد ؛ ج 14 ، ص 321 . م