الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
236
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
به پشت بخوابانيد ، و چنان كردند . يكى از قاريان قرآن مقابل امير المؤمنين ايستاد و گفت : اى امير المؤمنين ! اين سخن گفتن چيست كه نه گفتارت را مىشنوند و نه پاسخى مىدهند ؟ فرمودند : هر دو گفتار ، مرا شنيدند همچنان كه كشتهشدگان بدر - كه آنان را در چاه افكندند - سخنان پيامبر ( ص ) را شنيدند و اگر به آنان براى پاسخ دادن اجازه داده مىشد چيز شگفتى مىديدى . « 1 » آنگاه از كنار جسد عبد الله بن مقداد « 2 » عبور كرد كه ميان كشتگان افتاده بود ، فرمود : خداوند پدرت را رحمت كناد كه انديشهاش دربارهء ما بهتر از انديشهء تو بود . عمار گفت : سپاس خداوند را كه او را اين چنين خوار بر زمين افكنده است و به خدا سوگند اى امير المؤمنين ! من در مورد حق ، رعايت اين را نمىكنم كه چه كسى پدر يا پسر كيست ؟ على ( ع ) فرمود : خدايت رحمت كناد و از حق پاداش دهاد ! امير المؤمنين على ( ع ) چون از كنار عبد الله بن ربيعة بن رواح كه ميان كشتگان افتاده بود عبور كرد ، فرمود اين درمانده به قصد نصرت عثمان بن عفان بيرون نيامده است و به خدا سوگند نظر عثمان دربارهء او و پدرش خوب نبود . و چون از كنار جسد معبد بن زهير عبور كرد ، فرمود : اگر فتنهانگيزى بر ستارهء پروين مىبود به آن دست مىيافت و به خدا سوگند از چيزى هم آگاهى نداشت و كسى كه او را ديده بود به من خبر داد كه از بيم شمشير در جستجوى پناهگاه بوده است و اكنون هم اين درمانده چنين تباه شد ، و چون از كنار جسد مسلم بن قرظه گذشت ، گفت : اين يكى را نيكى كردن من وادار به خروج كرد زيرا از من خواسته بود دربارهء چيزى كه در مكه بر عثمان مدعى است با عثمان سخن گويم و من چندان با عثمان سخن گفتم كه آن را به او بخشيد و به من گفت : اگر وساطت تو نبود هيچگاه به او نمىدادم و تا آنجا كه مىدانم عشيرهء خوبى نيستند . و سپس براى يارى دادن عثمان به كام مرگ در افتاد . سپس از كنار جسد عبد الله بن عمير بن زهير گذشت و گفت : عجب ! اين هم از كسانى بوده كه به گمان خود دربارهء انتقام خون عثمان شمشير كشيده است و حال
--> ( 1 ) براى اطلاع بيشتر در مورد گفتار پيامبر ( ص ) در جنگ بدر با كشتگان ، رجوع كنيد به نهاية الارب ، ترجمهء دكتر محمود مهدوى دامغانى ؛ ج 2 ، ص 35 . م ( 2 ) مادر عبد الله ضباعه دختر زبير بن عبد المطلب است و برادرزادهء ابو طالب و عبد الله است . و از عجايب اين است كه پسر مقداد بر على ( ع ) خروج كند و حال آنكه محمد بن - ابى بكر در التزام آن حضرت بوده است .