الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
235
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
ناپسند . « 1 » سپس به سر زبير نگريست و فرمود تو را افتخار همنشينى با پيامبر ( ص ) بود و به ايشان نزديك بودى ولى افسوس كه شيطان به بينى تو درآمد و تو را به چنين روز و جايگاهى درافكند . امير المؤمنين على ( ع ) كشتهشدگان را مورد خطاب قرار مىدهد چون آتش جنگ فرو نشست و طلحه و زبير كشته شدند و عايشه به خانهء عبد الله بن خلف منتقل شد ، امير المؤمنين ( ع ) سوار شد و يارانش از پى او به حركت درآمدند و عمار بن ياسر كه خدايش رحمت كناد در ركاب آن حضرت پياده مىرفت تا به ميدان رسيدند و ميان كشتگان مىگشتند . كنار جسد عبد الله بن خلف خزاعى رسيدند كه جامهء بسيار خوبى بر تن داشت . مردم گفتند : اى امير المؤمنين ! اين سرور و سالار ايشان بود . فرمود : نه ، اين سردارشان نبود بلكه مردى شريف و داراى نفسى استوار بود . سپس كنار جسد عبد الرحمن بن عتاب بن اسيد رسيدند ، فرمود : اين رهبر و سالار قوم بود كه او را چنين مىبينيد . سپس از كنار يك يك كشتگان عبور كرد و چون اشراف قريش را ديد كه ميان كشتگان افتادهاند ، فرمود : گويى بينى خود را بريدم ، به خدا سوگند كه كشته شدن شما بر من گران و ناخوش است و من قبلا به شما گفتم و شما را از برخورد شمشيرها بر حذر داشتم ولى شما نوجوان بوديد و علم و آگاهى نداشتيد و اى واى از مرگ بد ، و از كشته شدن ناپسند به خداوند پناه مىبريم ؛ و به راه خود ادامه داد تا كنار جسد كعب بن سور رسيد كه ميان كشتگان بر زمين افتاده بود و قرآنى بر گردنش بود . فرمود : نخست اين قرآن را برداريد و در جاى پاكى نهيد و فرمود او را بنشانيد ، نشاندند و مىديد كه همچنان به سوى زمين مىافتد و خطاب به آن جسد فرمود : اى كعب ! من آنچه را كه خدايم وعده فرموده بود راست يافتم ، آيا تو هم آنچه را كه خدايت وعده داده بود راست يافتى ؟ سپس فرمود : بر پشت بخوابانيدش و از كنار او گذشت و چون جسد طلحه را ميان كشتگان ديد فرمود او را بنشانيد و با آن جسد هم همان گونه گفتگو كرد و سپس فرمود او را
--> ( 1 ) بسيارى از مورخان سنى و برخى از مورخان مورد توجه عموم مسلمانان دربارهء چگونگى كشته شدن زبير و اينكه امير المؤمنين فرمودهاند ، قاتل زبير را به دوزخ مژده دهيد ، مطالب ديگرى نوشتهاند . مثلا مسعودى در مروج الذهب ؛ ص 320 ، ج 4 و مقدسى ، البدء و التاريخ ؛ ج 5 ، ص 215 ، و ديگران كه از نظر بزرگان مكتب تشيع مقبول نيست . م