الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

231

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

اما زبير چنان شد كه به يكى از قبايل پناه برد و گفت مرا پناه دهيد و حال آنكه پيش از آن همواره خود پناه دهنده بود و كس را ياراى آن نبود كه بخواهد او را پناه دهد . حسن مىگويد : زبير از چه چيز مىترسيد ؟ كه به خدا سوگند از كسى جز پسر خودش نمىبايد مىترسيد و سرانجام هم اين جرموز با تنى چند از سست دينان او را تعقيب كردند و به خدا سوگند كسى چون او نديدم كه خونش اين چنين تباه شود . گور او ( در وادى السباع ) جاى آمد و شد روباهان است . « 1 » چگونه بود كه اين دو تن خروج و قيام كردند و به آنچه مىخواستند نرسيدند و به گذشتهء خويش هم بازنگشتند ؟ و اين بدبختى كه براى آن دو مقدر شده بود بر من گران آمد . قيس بن ابى حازم مىگويد : تيرى به زانوى طلحه خورد و خون از آن بيرون مىزد و چون دهانهء زخم را مىبستند زانويش آماس مىكرد ؛ گفت رهايش كنيد اين تيرى است كه خداوند آن را فرستاده است ، و همچنان خونريزى كرد تا درگذشت و او را كنار رود فرات دفن كردند . كسى در خواب طلحه را ديد كه مىگويد ، مرا از اين غرقاب نجات دهيد كه در رنج بسيارم ، و آن مرد سه بار اين خواب را ديد . گورش را شكافتند و ديدند تمام گورش چون كنارهء جوى و آبراهه مرطوب است . او را از آن گور بيرون آوردند آن بخش از چهره و ريشش كه بر روى خاك قرار داشت پوسيده بود و خاك آن را خورده بود . خانه‌اى از خانه‌هاى خاندان بكر را به ده هزار درهم خريدند و آنجا به خاكش سپردند . اينها كه گفتيم مختصرى از اخبار صحيحى است كه دربارهء چگونگى كشته شدن طلحه ، از طريق عامه نقل شده است و اسنادش مورد اتفاق است و دلالت بر آن دارد كه طلحه در حال اصرار بر جنگ و بدون اظهار پشيمانى كشته شده است و موافق مذهب حشويه است و مخالف مذهب معتزله ، و شاهدى بر بطلان ادعاى آنان

--> ( 1 ) ابن كثير در البداية و النهايه ؛ ج 11 ، ص 319 ، گفته است : مردم بصره در ماه محرم گورى پيدا كردند و در آن جسد تازهء مردى را ديدند كه با جامه و شمشير دفن شده است . پنداشتند زبير بن عوام است ، او را بيرون آوردند و كفن كردند و مسجدى كنار گورش ساختند و اوقاف بسيار بر آن وقف كردند ، و براى آن خدمتكاران و افراد موظف براى فرش و چراغ گماشتند . ولى بنا بر نقل طبرى در تاريخ طبرى ؛ ج 5 ، ص 219 ، ابن جرموز اسب و سلاح و انگشتر او را برداشته و ظاهرا نمىتواند آن گورى كه در وادى السباع با آن مشخصات پيدا شده است گور زبير باشد .