الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
213
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
على ( ع ) پيش مىآيد و رايت پيشاپيش او در حركت است ، سست شدند و همان دم مردم در هم افتادند و آنان به درخشندگى پيشانى على ( ع ) مىنگريستند و تيزى سلاح را در خود حس كردند و همگى پراكنده شدند . . . همچنين واقدى از عبد الله بن عمر بن على بن ابى طالب نقل مىكند كه مىگفته است روز جنگ جمل چون على ( ع ) هياهوى مردم را شنيد به پسرش محمد گفت : اينها چه مىگويند ؟ گفت : مىگويند اى خونخواهان عثمان به پا خيزيد ؛ تصميم او بر حمله استوار شد و يارانش مىگفتند آفتاب بلند شد حمله كنيم و او مىفرمود صبر و شكيبايى بهترين اتمام حجت است . خطبهء على ( ع ) روز جنگ جمل آنگاه امير المؤمنين على ( ع ) براى خطبه برخاست و در حالى كه به كمانى عربى تكيه داده بود ، نخست حمد و ثناى خدا را بر زبان آورد ، او از پيامبر ياد كرد و بر او درود فرستاد و چنين گفت : « اما بعد ، مرگ جستجوگرى شتابنده است ؛ هر كس كه از آن گريزگاهى مىجويد نمىتواند از چنگالش بگريزد و نمىتواند آن را از تعقيب خود بازدارد ، بنابراين پيش برويد و سخن مگوييد . اين صداها و هياهو كه از دشمن مىشنويد دليل سستى و اختلاف است ؛ و به ما هم دستور داده مىشد در جنگ سكوت كنيم . اينك دندانهاى خود را بر يكديگر بفشاريد و براى فرو آمدن ضربههاى شمشير شكيبا و پايدار باشيد . سوگند به آن كس كه جان من در دست اوست هزار ضربهء شمشير بر من سبكتر است از مردن در بستر . با شكيبايى و براى رضاى خدا با آنان نبرد كنيد كه كتاب خدا و سنت با شماست و با هر كسى است كه ما با او باشيم و همو نيرومند است . با ضربههاى خود نيروى راستين را به آنان نشان دهيد . و هر كس از شما هنگام رويارويى در خود احساس شجاعت و قوت قلب و پايدارى و شكيبايى مىكند بر خود شيفته نشود و مپندارد كه بر ديگران فضيلت دارد و اگر از برادر خود ضعف و سستى ديد از او همان گونه دفاع كند كه از خود دفاع مىكند و بداند كه اگر خداوند مىخواست او را هم مانند وى قرار مىداد . » « 1 »
--> ( 1 ) بخشى از اين گفتار امير المؤمنين على ( ع ) در نهج البلاغه ، چاپ فيض الاسلام ؛ ص 371 ، ضمن خطبهء 122 و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ؛ ص 300 ، آمده است . م