الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

208

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

زمين افتاد و قومش آمدند و جسدش را به لشكرگاه خود بردند . چون امير المؤمنين ( ع ) گستاخى و صبر و پايدارى آن قوم را در جنگ ديد به ياران خود در ميمنه دستور داد به ميسرهء ايشان حمله برند و به ياران خود در ميسره دستور داد به ميمنهء آنان حمله برند و خود در قلب لشكر ايستاد . چيزى نگذشت كه آن قوم سستى گرفتند و چون شمشير در ايشان نهاده شد ، گروهى بيرون از شمار از آنان كشته شدند و از هم پاشيده شدند . از ياران امير المؤمنين هم گروه بسيارى كشته شدند . قبيلهء ازد در حالى كه كعب بن سور پيشاپيش آنان حركت مىكرد و لگام شتر را در دست داشت ، شتر را احاطه كرده بودند و همهء كسانى كه از اطراف لشكر گريخته بودند آنجا هجوم آوردند . عايشه با صداى بلند مىگفت : اى فرزندانم حمله كنيد ، حمله ! صبر و پايدارى كنيد كه من براى شما ضامن بهشتم ! و مردم از هر طرف به آن سو روى آوردند و پيشروى كردند و خود را نزديك لشكر على ( ع ) رساندند . عايشه قطيفه‌اى را كه همراه داشت بر تن خود انداخت ؛ گوشهء راست آن را بر شانهء چپ و گوشهء چپش را بر شانهء راست خود انداخت همان گونه كه پيامبر ( ص ) به هنگام نماز باران رفتار مىكرد ؛ آنگاه گفت ، مشتى شن و خاك به من بدهيد و چون به او دادند بر چهرهء اصحاب امير المؤمنين پاشيد و گفت چهره‌هايتان زشت باد ! همان گونه كه پيامبر با مشركان بدر رفتار كرد . كعب بن سور همچنان كه لگام شتر را مىكشيد ، گفت : پروردگارا ! اگر مىخواهى خونها را محفوظ بدارى و آتش فتنه را خاموش كنى على را بكش ! و چون عايشه بسيار دشنام داد و بر چهرهء اصحاب على ( ع ) شن پاشيد ، امير المؤمنين فرمود : « هنگامى كه سنگ پراندى ، تو نپراندى بلكه شيطان پراند و به خواست خداوند نفرين تو بر خودت بر مىگردد . » « 1 » ام ذريح عبديه كه از شيعيان على ( ع ) بود چنين سروده است : « اى عايشه ! اگر آمده‌اى كه ما را شكست دهى و دانه مىافشانى كه بر ما پيروز شوى و بر ما سنگريزه پرت مىكنى ، با شمشيرهاى مشرفى به هنگام جنگ ضربه خواهى خورد و هر چه بخواهيم از خونهاى شما بر زمين مىريزيم . » محمد بن حنفيه - كه رحمت خدا بر او باد - مىگويد : امير المؤمنين به من فرمود ، پسركم ! رايت را جلو ببر ، و اصحاب خود را مرتب ساخت . حسن ( ع ) را بر ميمنه و حسين ( ع ) را بر ميسره گماشت . بر ميمنهء اهل جمل ، هلال بن وكيع و بر

--> ( 1 ) اين عبارت مأخوذ از سورهء توبه است . م