الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

201

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

با هماوردان باشيد . هر كس از شما كه خود را استوار و شجاع مىبيند و از برادر خود احساس سستى و درماندگى مىكند ، از آن برادر خويش همان گونه كه از خود دفاع مىكند ، دفاع كند و بداند كه اگر خداوند بخواهد مىتواند آن برادرش را هم چون او قرار دهد . در اين هنگام شداد بن شمر عدى برخاست و نزد امير المؤمنين آمد و گفت : اى مردم ! در اين هنگام كه خطاكاران مجتمع مىشوند و منكران سركشى مىكنند ما به خاندان پيامبرمان توجه مىكنيم ، آنانى كه از آغاز نسبت به ما كرامت داشته‌اند و ما را از گمراهى هدايت كردند . اكنون خدايتان رحمت كند ، پيوسته و ملازم ايشان باشيد و كسانى را كه به اين سو و آن سو مىروند رها كنيد كه در گمراهى خود سرگشته و در حال شك و ترديدند . گويد : امير المؤمنين على ( ع ) بامداد پنجشنبه دهم جمادى الاولى « 1 » به سوى دشمن حركت كرد . مالك اشتر فرمانده ميمنه و عمار بن ياسر فرماندهء ميسره بود . رايت بزرگ را به پسرش محمد بن حنفيه « 2 » داده بود و چون به آوردگاه رسيد توقف كرد و خطاب به مردم اظهار داشت : براى شروع جنگ شتاب مكنيد تا حجت را بر اين قوم تمام كنم . امير المؤمنين على ( ع ) ، عبد الله بن عباس را احضار كرد و قرآنى به او داد و فرمود با اين قرآن پيش طلحه و زبير و عايشه برو و آنان را به احكام قرآن فرا خوان و به طلحه و زبير بگو ، على مىگويد ، مگر شما با اختيار خود با من بيعت نكرديد ؟ اكنون چه انگيزه‌اى شما را به شكستن بيعت من واداشته است و اين كتاب خدا ميان من و شماست .

--> ( 1 ) ظاهرا جنگ جمل در ماه جمادى الآخره بوده نه جمادى الاولى ، هر چند در تاريخ يعقوبى ؛ ج 2 ، ص 182 ، نيز جمادى الاولى آمده است ولى در كتابهاى ديگر از جمله : مقدسى ؛ البدء و التاريخ ؛ ج 5 و 6 ، ص 212 و عقد الفريد ؛ ج 4 ، ص 314 و مسعودى ، مروج الذهب ؛ ج 4 ، ص 329 و ابن شهر آشوب ، مناقب ؛ ج 2 ، ص 339 ، جمادى الآخره ثبت شده است . م ( 2 ) محمد بن حنفيه به هنگام جنگ جمل بيست‌ساله بوده است ، زيرا مسعودى در التنبيه و الاشراف ؛ ص 283 و سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص ؛ ص 169 و ابن كثير در البداية و النهايه ؛ ج 9 ، ص 38 ، نوشته‌اند به سال 81 ه ق در شصت و پنج سالگى درگذشته است . يعنى متولد سال شانزده هجرى است . محمد بن حنفيه در جنگهاى جمل و صفين و نهروان پرچمدار بوده و شجاعت بسيار از او در كتب تاريخ ثبت شده است و اين صفت شجاعت را پيامبر ( ص ) در فرزندان ابو طالب ستوده و فرموده‌اند ، اگر همهء مردم از نسل ابو طالب بودند همگى شجاع مىبودند و اين حديث را وطواط در غرر الخصائص ؛ باب حفظ جوار ، ص 17 ، نقل كرده است . خطبهء محمد بن حنفيه در مدح پدرش كه روز جنگ صفين ايراد كرده نمودارى كامل از فصاحت و بلاغت است . محمد بن حنفيه جليل - القدر است و حاضر نشدن او در التزام سيد الشهدا به دستور ايشان بوده است و اين موضوع در مقتل ( محمد بن ابى طالب حائرى ) آمده است ، يا به سبب بيمارى او بوده و علامهء حلى اين موضوع را نوشته است . تسليم شدن محمد بن حنفيه به امامت حضرت سجاد هم دليل بر حسن اعتقاد اوست . شايد هم سيد الشهداء ( ع ) خواسته‌اند با بودن محمد بن حنفيه در مدينه از آزار امويان نسبت به آل ابى طالب جلوگيرى شود .