الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
200
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
آنان است و زبير هم قرين اوست و آنچه را كه خداوند بازندارد براى آن بازدارندهاى نيست . اگر به گمراهى خود ادامه دهند حلقهء جنگ بسيار تنگ است و اگر از آن بازگردند ميدان صلح فراختر است . آنان اين بيعت را با اجبار انجام ندادند و حتى يك انگشت از ايشان با كراهت و اجبار كشيده نشده است و آنان در جدا شدن از آن درنگ هم نكردند و پس از آن گروه كه جمع شدند حتى يك نفر براى آنان آشكار نشد كه اين بيعت را بشكند و چهار انگشت آنان از آن كوتاه ماند . آنان مادر مؤمنان را با خود بيرون آوردند و مكر و حيله ساختند و بر آن كس كه براستى شجاع است عيب گرفتند . آنان با مكر و خدعه كشته شدن عثمان بن عفان را طرح مىكنند و حال آنكه خود او را كشتند و خدعهگر همواره خدعه مىكند ، آرى درخت وجود على از درخت هاشم است و حال آنكه چوب وجود آن دو [ طلحه و زبير ] آميخته با سستى و كژى است . » « 1 » شروع جنگ امير المؤمنين ( ع ) باز آنان را پند و اندرز داد و سه روز مهلت در نظر گرفت تا شايد دست بردارند و رعايت كنند و چون دانست كه بر مخالفت و ستيز خود اصرار دارند ميان ياران خود برخاست و چنين فرمود : اى بندگان خدا ! با سينههاى فراخ و گسترده بر اين قوم حمله كنيد كه آنان بيعت مرا شكستند و شيعيان مرا كشتند و از دستور كارگزار من سرپيچى كردند و پس از اينكه او را سخت مضروب و شكنجه كردند از بصره بيرون راندند و حال آنكه او از اصحاب محترم و سالخوردهء پيامبر ( ص ) است و رعايت حرمت او را نكردند و سبابجه را كه همگان مردانى نيكوكار بودند و حكيم بن جبله را با ظلم و دشمنى كشتند كه چرا در راه خدا خشمگين شدهاند ؟ سپس شيعيان مرا تحت تعقيب قرار دادند و با اندك بهانه و شكى گردن زدند و اعدام كردند . اينان را چه مىشود ؟ خدايشان بكشد ! به كجا مىروند ؟ اى بندگان خدا به سوى ايشان حمله بريد و بر آنان همچو شيران شرزه باشيد كه آنان اشرارند و يارىدهندگان ايشان بر باطل نيز همگى اشرارند . شما شكيبا و آماده و براى رضاى خدا حمله كنيد و مهياى شمشير و نيزه زدن و نبرد
--> ( 1 ) چهار بيت از اين ابيات به نقل از كوفى ، تاريخ اعثم ؛ در بحار الانوار ؛ ج 32 ، ص 121 ، آمده است و آن را از حبيب بن يساف انصارى دانستهاند . م