الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
199
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
بيت المال ] اند و رفتار آنان با عثمان بن حنيف بر شما پوشيده نيست . اكنون نقاب از چهره برداشته و اعلان جنگ كردهاند و طلحه اكنون شروع به سرزنش و دشنام - دادن نسبت به اديان شما كرده است . همانا طلحه و دوستش هياهوى رعد و برق راه انداختهاند و حال آنكه همراه با سستى هستند . ما از شما نمىخواهيم كه با آنان درافتيد تا گمان برند كه در دل خود نسبت به ايشان چه كينهاى داريد و متوجه محبت شما نسبت به ما بشوند . و ما تا وارد كارزار نشويم هياهو نمىكنيم و تا باران نباريم سيل به راه نمىاندازيم . آنان از هدايت به گمراهى بيرون شدند و ما آنان را به رضايت خدا فرا مىخوانيم و آنان ما را به خشم خدا فرا مىخوانند و بدين سبب براى ما و شما روا و جايز است كه آنان را حتى با جنگ به حق برگردانيم و كشتن آنان براى قصاص كسانى كه كشتهاند حلال شده است و به خدا سوگند كه آنان به قصد زيان رساندن آهنگ شما كردهاند . ديروز به شما مزهء آتش را چشاندند ، بنابراين چون فردا با اين قوم درگير شديد مرا معذور داريد . به دعا و توجه به خداوند روى آوريد و در تقيه نيكو عمل كنيد [ در حفظ خود كوشا باشيد ] و از خداوند يارى طلبيد و شكيبايى و صبر كنيد كه خداوند با صابران است . » « 1 » حكيم بن مناف برخاست و برابر على ( ع ) ايستاد و اين ابيات را سرود : « اى ابو الحسن ! كسانى را كه خفته بودند بيدار كردى ولى چنان نيست كه هر كه را به حق فرا خوانند ، بشنود و چنان نيست كه به هر كس خشنودى را عرضه دارند ، بپذيرد ، يا هر كس كه حق او را عطا كنى به آن قانع باشد ، و تو مردى هستى كه خوبيهاى همه چيز بر تو ارزانى شده و اين خداوند است كه عطا مىكند يا نمىبخشد . و از تو در اين كار هياهويى ديده نمىشود و براى شخص مخالف موردى كه در تو طمع ببندد يافت نمىشود . همانا مردانى كه نخست با تو بيعت و سپس مخالفت كردند و راهنمايى تو را نپذيرفتند به گمراهى افتادند و تباه شدند . آنان شايستهء آنند كه شمشيرهاى بران و نيزههاى بلند در آنان نهاده شود و به جنبش آيد . من اميدوارم آسياى مرگ بر آنان چنان به گردش درآيد كه آرام گيرند يا از پا درافتند . طلحه ميان
--> ( 1 ) از اين خطبه در نهج البلاغه فقط چند كلمهاى آمده است . براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به نهج البلاغه ، چاپ فيض الاسلام ؛ ص 5 و ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ؛ ج 1 ، ص 237 . ظاهرا تمام اين خطبه در كتاب الجمل واقدى آمده و شيخ مفيد ( رض ) از آن كتاب نقل كرده است ، و براى اطلاع بيشتر در اين باره رجوع كنيد به عبد الزهراء حسينى ، مصادر نهج البلاغه و اسانيده ؛ ج 1 ، ص 336 . م