الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

178

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

نرسيد ، ابن عباس اين موضوع را با نگرانى بازگو كرد . او مىگويد على ( ع ) به من در پاسخ فرمود : آرام و ساكت باش ! كه به خدا سوگند ظرف امروز و فردا شش هزار و ششصد تن از مردم كوفه پيش ما خواهند آمد و آنان بر مردم بصره پيروز خواهند شد و به خدا سوگند كه طلحه و زبير هر دو كشته خواهند شد . ابن عباس مىگويد : من همچنان مترصد باقى ماندم تا آنكه سوارى آمد و به استقبالش شتافتم و از او كسب خبر كردم . او گفت : شمار ما شش هزار و ششصد تن است ، و شمرديم ، همچنان بود و يك تن هم كمتر نبود . « 1 » اسماعيل بن عبد الملك بن يحيى بن شبل از ابو جعفر باقر ( ع ) نقل مىكند كه چون على ( ع ) از ذو قار به قصد بصره حركت كرد در خريبه « 2 » فرود آمد و دوازده هزار تن همراهش بودند . عمار بن ياسر با هزار تن بر ميمنهء لشكر بود و مالك اشتر با هزار تن بر مسيره و خود على ( ع ) فرماندهى ده هزار تن را بر عهده داشت . از بصره هم دو هزار مرد به يارى على ( ع ) آمدند . قبيلهء ربيعه همگى غير از مالك بن مسمع آمده بودند و قبيلهء عبد القيس هم جز يك مرد - كه از آمدن خوددارى كرده بود - همه آمده بودند . قبيله بنى بكر هم به سرپرستى شقيق بن ثور سدوسى آمده بودند و سرپرستى قبيلهء عبد القيس را عمر بن جرموس عبدى بر عهده داشت . مهلب بن ابى صفره هم همراه كسانى از قبيله ازد كه از او پيروى كرده بودند ، آمده بود . موضع احنف بن قيس احنف بن قيس « 3 » به امير المؤمنين على ( ع ) پيام داد كه من در حالى كه فرمانبردار شما هستم ميان قوم خود مىمانم و اگر بخواهيد مىتوانم چهار هزار شمشير از قبيلهء بنى سعد را از شركت در جنگ بازدارم . امير المؤمنين پيام فرستاد همان جا بمان و

--> ( 1 ) در تاريخ طبرى ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ؛ ص 2425 ، به نقل از ابو الطفيل ، روايتى نظير اين آمده است كه فرمود ، دوازده هزار و يك تن خواهند آمد . و همان گونه بود . م ( 2 ) خريبة : نام جائى در بصره است كه قبلا در آن عمارتى بوده و خراب شده است و مردم كنار خرابهء آن خانه‌هائى ساختند . رجوع كنيد به ياقوت حموى ، معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 426 . م ( 3 ) احنف از بزرگان بصره است كه در بردبارى ضرب المثل بوده است ، در جنگ صفين همراه امير المؤمنين على ( ع ) بود ، در سال 72 ه ق درگذشت . رجوع كنيد به ابن خلكان وفيات الاعيان ؛ ج 2 ، ص 186 . م