الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

154

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

است ، مؤدبى است كه نياز به ادب‌آموزى ندارد و فقيهى است كه نياز به تعليم ندارد و چنان شجاعى است كه مورد انكار واقع نمىشود و چنان سابقه‌اى در اسلام دارد كه براى هيچ كس ديگر از مردم ، جز او فراهم نيست و گروهى از اصحاب او با او مخالفند و بر او حسد مىبرند و ستم مىورزند و همگان آهنگ بصره كرده‌اند . اكنون خدايتان رحمت كند به سوى ايشان حركت كنيد كه اگر خودتان آنان را ديده بوديد و با آنان گفتگو مىكرديد برايتان روشن بود كه آنان ستمگرند . خطبهء اشتر سپس مالك اشتر « 1 » ، كه خدايش رحمت كناد ، آمد و به منبر رفت و نخست سپاس و ستايش خدا را بجا آورد و سپس چنين گفت : اى مردم ! گوش به سخن من فرا دهيد و با دل خود آنچه را مىگويم بفهميد . همانا كه خداى عز و جل با آيين اسلام نعمتى را بر شما ارزانى داشته است كه آن چنان كه شايد و بايد قدر آن را نمىدانيد و سپاس نمىگزاريد . شما همگان نسبت به يكديگر دشمن بوديد ، زورمندان شما ناتوانان را از ميان مىبردند و توانگران اموال مستمندان را غارت مىكردند و پرده‌هاى حرمت خدا ميان شما دريده مىشد و راه شما پرترس و بيم و رعايت پيوند خويشاوندى از ميان رفته بود و پيروان آيينهاى ديگر بر شما چيره بودند ، تا آنكه خداوند با وجود محمد ( ص ) بر شما منت نهاد و دامن پراكندگى را جمع كرد و پس از ستيزه و دشمنى ، آلفت و دوستى را ميان شما آورد و پس از آنكه شمار شما اندك بود آن را افزود ، آنگاه خداوند محمد ( ص ) را به سوى خويش بازگرفت و به پيشگاه خود برد . پس از محمد ( ص ) دو مرد بر كار چيره شدند و پس از آن دو ، مردى به حكومت رسيد كه كتاب خدا را پشت سر انداخت و دربارهء احكام خدا به هر چه دلش مىخواست عمل مىكرد . از او خواستيم از كار كناره‌گيرى كند ، نپذيرفت و همچنان بر بدعتهاى خود ايستادگى كرد . ما نابودى او را بر نابودى دين و دنياى خود ترجيح داديم و خداوند از نعمت خود فقط قوم ستمگر را دور مىكند . اكنون خداوند متعال بزرگترين مردم را از

--> ( 1 ) مالك بن حارث نخعى معروف به اشتر ، از ياران ويژهء امير المؤمنين على ( ع ) است كه علاوه بر شجاعت ، در زمرهء بخشندگان و فصيحان و شاعران است ؛ مرگش را به سال 37 يا 38 ه ق نوشته‌اند . براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به ابن حجر ، الاصابه ؛ ذيل شمارهء 8341 . م