الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

142

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

و رايزنى كردند و گفتند دوست مىداريم كه هر چه زودتر به سوى بصره حركت كنيم زيرا ياران و شيعيان عثمان در آن شهرند . وانگهى حاكم بصره ، عبد اللّه بن عامر كه از خويشان و منسوبان عثمان بوده است ، سپاهيانى از فارس و سرزمينهاى شرقى فراهم آورده تا در خونخواهى عثمان ما را يارى دهد و ما به معاوية بن ابى سفيان هم نامه نوشته‌ايم كه براى ما سپاهيانى از شام گسيل دارد و اگر در حركت خود تأخير كنيم بيم آن داريم كه على در مكه يا ميان راه ما را غافلگير كند و ممكن است برخى از افرادى كه در دشمنى با عثمان نظر على را دارند ، اتحاد كلمهء ما را از ميان ببرند و چون با شتاب به بصره برويم و عامل على را از آن بيرون كنيم و شيعيانش را بكشيم و اموال بيت المال آنجا را تصرف كنيم ، مطمئن به پيروزى خود خواهيم شد و اگر على همچنان در مدينه بماند ما لشكرهايى مىفرستيم كه او را محاصره كنند و مجبور شود خود را از خلافت خلع كند يا آنكه همان گونه كه عثمان كشته شد او را مىكشيم و اگر از مدينه حركت كند او عقب افتاده و ما پيش افتاده‌ايم و در حالى نزديك بصره مىرسد كه ما در آن شهر سنگر و حصار گرفته‌ايم و طولى نخواهد كشيد كه لشكريانش پراكنده مىشوند و به اين ترتيب خود را هلاك كرده است و مسلمانان از فتنهء او آسوده خواهند شد . ام سلمه عايشه را بر حذر مىدارد چون به ام سلمه خبر رسيد كه آن قوم اجتماع كرده و چه تصميمى گرفته‌اند ، چندان گريست كه روبندش از اشك خيس شد . سپس جامهء بيرونى خود را پوشيد و پيش عايشه رفت تا او را پند دهد و او را از انديشهء ستيزه‌گرى با خلافت على ( ع ) و بيرون رفتن با آن قوم بازدارد . چون پيش عايشه رسيد ، به او اين چنين گفت : « 1 » « همانا كه تو دژ ميان رسول خدا و امت اويى و حجاب تو بر پايهء رعايت

--> ( 1 ) اين گفتگوى ام سلمه و عايشه در كتابهاى پيش از شيخ مفيد ، گاه به صورت نامه‌اى كه ام سلمه براى عايشه مرقوم داشته و گاه به صورت گفتگوى حضورى آمده است و چون از لحاظ لغوى مشكل است ، لغات آن در كتب غريب الحديث توضيح داده شده است . براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به اسكافى ، المعيار و الموازنه ؛ ص 27 و ابن قتيبه ، الامامة و السياسة ؛ ج 1 ، ص 55 و صدوق ، معانى الاخبار ؛ ص 375 و شيخ مفيد ، اختصاص ، چاپ على اكبر غفارى ، بدون تاريخ ؛ ص 120 - 116 و در كتابهاى پس از شيخ مفيد ، رجوع كنيد به ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ؛ ج 6 ، ص 224 - 215 و علامهء مجلسى ، بحار الانوار ؛ ج 32 ، ص 170 - 149 . م