الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

132

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

ايشان مىگويند ، لازم است تهمت‌زننده در همان جا كه تهمت زده است بايستد و بگويد دروغ گفته‌ام و آشكارا از گناه خويش توبه كند و هيچ كس در مورد حسان چنين ادعايى نكرده است كه خود را دروغگو معرفى كرده و آشكارا و در حال اختيار توبه كرده باشد . « 1 » بنابراين طبق ادعاى اين گروه حسان در واقع توبه نكرده است . گروهى ديگر معتقدند كه توبهء تهمت‌زننده بدون انجام آن كار هم پذيرفته است . آنان هم دليل قانع - كننده‌اى بر توبهء حسان ندارند و ظاهر قضيه اين است كه حسان تهمت‌زننده و فاسق است و شهادت او طبق حكم اسلام و قرآن پذيرفته نيست و در هر حال ، اتهام او قطعى است و سخن او در مورد شركت امير المؤمنين على ( ع ) در كشتن عثمان قابل قبول نيست . وانگهى حسان روز عيد غدير در محضر پيامبر ( ص ) براى على ( ع ) ابيات معروف خود را سروده و گواهى بر امامت منصوص آن حضرت - از جانب خداوند - داده است و معتزله به سبب همين ابيات ، حسان را مردود مىدانند و حشويه و خوارج هم سخن او را در اين مورد نپذيرفته و او را دروغگو دانسته‌اند و به اين ابيات او فقط پيروان مذهب شيعهء دوازده امامى و جاروديه استناد كرده‌اند و ديگر فرقه‌هاى اسلامى آن را نپذيرفته‌اند و آن ابيات چنين است : « پيامبر مسلمانان ، روز عيد غدير در محل غدير خم آنان را ندا داد و نداى پيامبر ( ص ) را بايد شنيد ؛ فرمود : مولا و ولى شما كيست ؟ بدون اينكه خود را به نادانى بزنند ، گفتند : پروردگار تو مولاى ماست و تو خود ولى مايى و در اين گفتار ميان ما هيچ منكر و سركشى نيست . پيامبر ( ص ) به على فرمود : اى على ! برخيز كه من پس از خود ، تو را براى امامت و هدايت پسنديدم ، هر كس كه من ولى اويم ، تو ولى او خواهى بود و اى مردم ! براى او دوستان و ياران واقعى باشيد . و در اين هنگام پيامبر دعا كرد و چنين عرضه داشت كه پروردگارا ! دوست على را دوست بدار

--> ( 1 ) براى اطلاع بيشتر از نقش حسان در داستان افك ، در منابع اهل سنت ، رجوع كنيد به واقدى ، مغازى ؛ ترجمهء دكتر محمود مهدوى دامغانى ، ص 322 ، و تاريخ طبرى ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ؛ ص 1109 و نويرى ، نهاية الارب ، ترجمهء دكتر محمود مهدوى دامغانى ؛ ج 1 ، ص 395 و بكرى ، تاريخ الخميس ؛ ج 1 ، ص 475 و ابن اثير ، اسد الغابة ؛ ج 2 ، ص 6 ، ( كه در آن تازيانه خوردن حسان آمده است ) و ابن عبد البر ، استيعاب ( در حاشيهء اصابه ) ؛ ج 1 ، ص 340 . م