الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
122
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
قاتلان عثمانند . » و همين اشخاص از اصحاب و ياران مخصوص او بودند و امير المؤمنين على ( ع ) به آنان اظهار دوستى و مهربانى مىكرد و آنان را تعظيم و اكرام مىكرد و به او نزديك بودند و او به آنان اعتماد داشت . و اين گفتار او : « پروردگار ! قاتلان عثمان را در خشكى و دريا بكش و از ميان بردار » . « 1 » و امثال آنچه يادآور شديم . ليكن رفتار و گفتارى كه از آن حضرت آورديم ، اگر بعضى ، بعضى ديگر را نفى ( باطل ) كند و بعضا با توجه به يكديگر معنا شوند ، موافق يكديگر و در معنا بدون اختلاف است ؛ كه او علاوه بر اقتضاى احوال و شرايط ، توجه به سرانجام كارها و مصالح را لازم مىدانسته است . عقيدهء جاحظ دربارهء على ( ع ) جاحظ چنين پنداشته و گفته است كه امير المؤمنين على ( ع ) پس از كشته شدن عثمان گرفتاريهاى بزرگى داشته است . زيرا همهء كسانى كه با او جنگ و ستيز كردند ، دليل و بهانهء خود را كشته شدن عثمان قرار دادند و گناه آن را به دوش على ( ع ) بار كردند او مىگويد ظاهر وضع نيز اين توهم را ايجاد مىكند ، زيرا على ( ع ) گاه با او مخالفت مىكرد و مدتى هم از او دورى گزيد . و كسانى كه بر عثمان اعتراض داشتند از مردم مصر و عراق بودند و به ميانجيگرى على ( ع ) ميان خود و عثمان اميد بسته بودند و سخنش را مىپذيرفتند و على در نظر آنان معظم و مورد احترام و امين بود و با اين وجود ، او از يارى دادن عثمان خوددارى كرد و پس از او به خلافت رسيد و از قاتلان عثمان در جنگ با دشمنان خود يارى خواست و براى قوم شكى باقى نماند كه على ( ع ) قاتل عثمان است . جاحظ مىگويد هر يك از اين مطالب كه گفتم به تنهايى موجب شك و ترديد مىگردد ، تا چه رسد به همهء اين موارد . جاحظ در پى اين گفتار خود مىگويد : از سوى ديگر مردم مىدانستند كه به هر حال شهر و كشور نياز به امير و وزير و كارگزار خواهد داشت و گروهى براى تصدى اين امور چشم دوخته و گردن دراز كردهاند . و به همين سبب بود كه على ( ع ) گوشهگيرى كرد و در خانهء خود نشست و در مورد عزل عثمان هم سخنى نگفت ، زيرا بيم داشت كه چون عثمان را از خلافت عزل كنند و با او بيعت شود
--> ( 1 ) رجوع كنيد به عقد الفريد ؛ ج 4 ، ص 305 - 304 . م