الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
118
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
فصل توضيح خواهيم داد . آراء مختلفى كه در مورد كارهاى عثمان اظهار داشتهاند بدان ، كه خداى خير را به تو بياموزد و تو را از اهل خير قرار دهد و به آنچه كه خود راضى است موفق بدارد ، من هيچ كس را نديدهام كه در مورد آراء كسانى كه كارها و بدعتهاى عثمان را مورد انتقاد و اعتراض قرار دادهاند ، تحقيق كرده باشد . بيشتر اشخاصى كه در اين مورد سخنى گفتهاند ، گفتارشان بر اساس گمانى ضعيف است يا آنكه گفتار گذشتگان را تكرار كردهاند و حال آنكه افرادى كه نسبت به كارهاى عثمان معترض بودند عقايد و انديشههاى مختلف داشتند و خواستههايشان با يكديگر تفاوت داشت . بعضى از معترضان به برخى از كارهاى عثمان اعتراض داشتند كه اگر ديگرى آن را انجام مىداد اعتراضى نداشتند و اين به سبب طمع ايشان بود كه پس از او به حكومت برسند و پس از خلع و كشتن عثمان ، رياست به دست ايشان بيفتد . از جملهء ايشان - همانگونه كه قبل گفتيم - طلحه و زبيرند كه خودشان در محاصرهء عثمان شركت كردند و ياران خود را بر آن كار واداشتند و طلحه در حالى كه هنوز عثمان زنده بود بر بيت المال دست يازيد و براى قفلهاى آن كليدهايى ساخت كه در دست خودش بود و به واسطهء جلوگيرى آب از او ، در ريختن خونش كوشش مىكرد و به اين وسيله در تباهى او مىكوشيد . چون كار با كشته شدن عثمان تمام شد ، از ايشان كسى گردن كشيد و آهنگ رسيدن به خلافت كرد و مىپنداشت از جانب مردم برگزيده خواهد شد و از او پيروى مىشود ؛ ولى هنگامى كه مردم از او به سوى ديگرى [ على ] منصرف شدند و غير از او را برگزيدند ، گمان او باطل شد و چون آرزوى او در آنچه براى آن سعى مىكرد برآورده نشد ، با اين كه تسليم شدنش براى بيعت با امام از روى اميد يا ترس بود ، بيعتش را شكست و از پيمان او بيرون رفت و از اسلام دور شد و راه جنگ با او را در پيش گرفت و سرانجام كارش بدانجا كشيد كه كشيد . اعتراض گروهى ديگر از ايشان ، بر عثمان ، به اين سبب بود كه آنها را از رسيدن به خواستههايشان و بدست آوردن آن بازداشته بود و رسوم آنان را [ آن گونه كه بود ] از بين برده بود . به اين سبب كينهء او را در دل گرفتند و در خلع و كشتن او كوشيدند و گمان مىكردند حكومت پس از او [ عثمان ] به كسى مىرسد كه مىتوانند او را به