الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

100

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

خدا آمرزش مىخواهيم و آهنگى جز عمره نداريم . على ( ع ) فرمود : براى من به خداى بزرگ سوگند بخوريد كه كار مسلمانان را براى من تباه مسازيد و بيعت مرا مشكنيد و در هيچ فتنه‌اى كوشش مكنيد و گام مگذاريد . آنان سوگندهاى استوار بر زبان آوردند و به هر چه امير المؤمنين سوگندشان داد ، سوگند خوردند و همين كه از خانهء امير المؤمنين بيرون آمدند ، ابن عباس آن دو را ديد و پرسيد آيا امير المؤمنين به شما اجازه داد ؟ گفتند : آرى . ابن عباس پيش امير المؤمنين رفت . آن حضرت شروع به سخن كرد و از ابن عباس پرسيد چه خبر ؟ گفت : طلحه و زبير را ديدم . فرمود : آرى آمدند و اجازهء رفتن به عمره گرفتند . من پس از اينكه سوگند استوار از آنان گرفتم كه غدر و بيعت‌شكنى و فساد نكنند به آنان اجازه دادم . اى ابن عباس ! به خدا سوگند مىدانم كه آنان هدفى جز فتنه‌انگيزى ندارند و گويى هم اكنون آن دو را مىبينم كه به مكه مىروند تا در مورد جنگ با من اقدام كنند و يعلى بن منبه خائن تبهكار ، اموال عراق و فارس را آنجا برده كه بر اين كار هزينه كند و به زودى اين دو مرد در كار من اخلال مىكنند و تباهى بار مىآورند و خونهاى شيعيان و انصار مرا خواهند ريخت . عبد الله بن عباس گفت : اى امير المؤمنين ! حال كه اين موضوع براى تو اين چنين معلوم است ، چرا به آنان اجازه دادى و آيا بهتر نيست كه آن دو را به زنجير كشى و زندانى كنى و شر آن دو را از مسلمانان كفايت كنى ؟ على ( ع ) فرمود : اى پسر عباس ! آيا به من پيشنهاد مىكنى كه آغازگر ستم و بدى باشم پيش از آنكه نيكى كنم و با گمان و تهمت معاقبه كنم و به جرمى پيش از آنكه جامهء عمل بپوشد كسى را فروگيرم ؟ نه ! سوگند به خدا كه هرگز از پيمانى كه خداوند براى حكومت و عدالت از من گرفته است عدول نمىكنم و آغازگر جدايى نخواهم شد . اى ابن عباس ! من به آن دو اجازه دادم و مىدانم چه كارى از آن دو سر خواهد زد ، ولى به خداوند مستظهرم و سوگند به خدا هر دو كشته مىشوند و گمان ايشان باطل خواهد بود و به آرزوى خود نخواهند رسيد و خداوند آن دو را به ظلم و ستم و پيمان‌شكنى و فسادى كه نسبت به من مىكنند خواهد گرفت . اين خبر و خبر قبلى در آثار مورخان آمده است ؛ از جمله : ابو مخنف لوط بن يحيى در كتاب خود كه دربارهء جنگ جمل تأليف كرده آورده است و ثقفى هم آن را از قول مورخان كوفه و شام و ديگران آورده است و هيچ‌يك از مورخان مطلبى بر خلاف آن نياورده و چيزى كه ضد آن باشد ، اظهار نداشته است و هر كس در اين امور تأمل