الشيخ الصدوق ( مترجم : مجاهدى )
251
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( پاداش نيكيها و كيفر گناهان ) ( فارسى )
( 1 ) 44 - معاويه بن وهب مىگويد كه : بر امام صادق عليه السّلام وارد شدم در حالى كه آن حضرت در محراب خود بود ، نشستم تا نماز را به پايان برد ، و پس از نماز در حالى كه با پروردگارش مناجات مىكرد ، مىگفت : اى كه ما را به بزرگى و كرامت مخصوص گردانيدهاى ، و وعدهء شفاعت را به ما دادهاى ، و رسالت را بر دوش ما نهادهاى ، و ما را وارث پيامبران خود قرار دادهاى ، و امّتهاى پيشين را به ما منتهى كردهاى ، و جانشينى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را مخصوص ما قرار دادهاى ، و علم گذشته و آينده را به ما ارزانى داشتهاى ، و دلهاى مردم را به سوى ما معطوف ساختهاى ، مرا و برادران ايمانى مرا و زائران قبر پدرم حسين بن على عليه السّلام را بيامرز - كه درود خداوند بر آنان باد - همان كسان كه به خاطر اظهار دوستى و ارادت به ما ، و به اميد اجر و پاداشى كه تو در ازاى دوستى و محبّت با ما برايشان مقدّر فرمودهاى ، و براى شادى قلب پيامبر تو محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و پيروى از دستورات ما ، و به جهت خشمگين ساختن دشمنان ما ، اموال خود را انفاق مىكنند و زحمت و ناملايمات سفر را به خود هموار مىسازند . منظور آنها فقط خشنودى تو بود ، پس آنان را به خاطر ما ، مقام رضوان عنايت فرما ، و آنان را در شب و روز ( از شرّ دشمنان ) محفوظ بدار ، و افراد خانواده و فرزندان آنان را نيز در غيبتشان و در نبودشان به بهترين صورت ممكن مورد عنايت و رحمت خويش قرار بده ، و آنان را از شرّ تمام ستمگران سركش و طاغى و از شرّ تمام