الشيخ الصدوق ( مترجم : مجاهدى )

252

ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( پاداش نيكيها و كيفر گناهان ) ( فارسى )

آفريده‌هاى تو اعمّ از توانا و ناتوان و نيز شرّ شياطين انس و جن حفظ كن ، و به خاطر اينكه از شهر و ديار خود بدورند و ما را بر فرزندان و خويشان و افراد خانوادهء خود مقدّم داشته‌اند ، هر آنچه از درگاه رحمت تو طلب مىكنند به آنان كرامت فرما . بار الها ! با آنكه دشمنان ما سفر آنان را عيب شمردند و بر آنان خرده گرفتند ، ولى نكوهش و سرزنش دشمنان ما مانع آمدن آنان به سوى ما نشد ، و بر خلاف ميل دشمنان ما به زيارت ما شتافتند ، پس خدايا ! به اين چهره‌هائى را كه در اثر تابش آفتاب تغيير رنگ داده ، و به اين رخسارهائى كه به تربت امام حسين عليه السّلام سائيده شده است ، و به اين چشمهائى كه از سوز دل براى ما گريسته‌اند ، و به اين دلهايى كه در مصائب ما بيتاب و بيقرار گشته و ( در آتش حرمان ) سوخته‌اند ، و به اين فريادها و فغان‌ها كه در مظلوميت ما ( از پردهء دل ) بركشيده‌اند رحم كن و آنان را ببخشاى . بار الها ! من اين جانها و اين بدنها را به تو مىسپارم ، تا در آن روز ( قيامت ) كه عطش همه را فرا مىگيرد از حوض كوثر سيراب كنى . راوى مىگويد : امام - كه درود خدا بر او باد - همچنان اين دعا را در حال سجود ادامه داد . و هنگامى كه از دعا فارغ شد ، عرض كردم : فدايت شوم ! آنچه را كه من از شما شنيدم اگر در مورد شخصى بود كه خدا را هم نمىشناخت به گمان من آتش جهنم بر هيچ جاى بدن او نزديك نمىگردد ، به خدا سوگند آرزو كردم كه به زيارت قبر حسين عليه السّلام مىرفتم و حج ( مستحبّى ) را به جاى نمىآوردم . حضرت فرمود : اى معاويه ! تو كه به قبر امام حسين عليه السّلام نزديكى ، پس چه چيزى مانع تو از زيارت امام حسين عليه السّلام مىشود و چرا آن را ترك كردى ؟ ! عرض كردم : فدايت گردم ، نمىدانستم