الشيخ الصدوق ( مترجم : عطاردى )

75

كتاب المواعظ ( فارسى )

آزمندى فقرى است كه انسان در هر حال گرفتار آن است ، دوستى و محبت مانند خويشاوندانى است كه آدمى از آن استفاده مىكند ، دوست تو مانند برادر ابوينى است ، و هر برادر ابوينى دوست تو نخواهد بود . دشمن دوستت را دوست نگير ، كه موجب دشمنى دوستت با تو خواهد شد ، چه افراد دورى كه با تو از افراد نزديك نزديك‌ترند ، توانگر بخشندهء كه فقير شده باشد بهتر است از نيكو كارى كه همش جمع مال باشد ، پند و اندرز پناه‌گاهى است براى كسى كه از سخنان پند گيرد و آن را به كار بندد ، اشخاص بد اخلاق هميشه معذب هستند ، و مردم همواره او را مبغوض ميدارند . از عدالت نيست كه انسان به مجرد سوء ظن اعتماد خود را از كسى سلب كند ، چه اندازه زشت است كه آدمى در هنگام گناه و معصيت و نافرمانى خداوند نشاط داشته باشد ، و در هنگام بروز حادثه ناگوار از خود ناراحتى و اندوه زياد نشان دهد ، و براى رسيدن به جاه و مقام