محمد حسينى همدانى نجفى

36

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

جز حق سبحانه نخواهد بود در صورتى كه تعلق وجود بفاعل گر چه بر اساس ربط محض است ولى محدوديت و استناد به بشر خواهد يافت . همچنين نسبت به فعل و اثر صادر از فاعل نيز گر چه وجود ربط محض است ولى در اثر محدوديت مستند به همين عضو و بفاعل خواهد بود و با اين محدوديت صدور فعل از فاعل بر اساس اراده و اختيار صورت خواهد گرفت نه بطور اجبار و فرق است ميان وجود متعلق بفاعل كه غير اختيارى و ربط محض است ولى وجود كه بهر يك از اعضاء و جوارح و به نيروى اراده و اختيار افاضه مىشود محدوديت خواهد يافت و فعل بر اساس اختيار فاعل صادر خواهد شد . و هم چنان كه در صدور فعل اختيارى اعضاء و جوارح ظاهرى و درونى مانند تصور و تصديق و فكر به كار گرفته شده نيروى اراده و اختيار كه قضاوت و داورى روح فاعل است آن نيز به كار گرفته خواهد شد از نظر اينكه نيروى وجود كه بهر يك از اعضاء افاضه شده و از شئون وجودى فاعل مختار است لا محاله محدوديت يافته يعنى وجود هر يك از اعضاء محدود بحدود امكانى است و اطلاق و انبساط وجودى خود را از دست داده است و حركت و صدور فعل بر اساس به كار گرفتن اعضاء و نيروهاى ظاهرى و درونى از جمله اراده و اختيار صورت خواهد گرفت . بالاخره حق سبحانه فعل صادر از فاعل را با تمام نيروهاى ظاهرى و درونى خواسته است از جمله آن نيروها اراده و اختيار خواهد بود نه آنست كه فعل صادر از فاعل را حق سبحانه خواسته است كه از اعضاء و جوارح فاعل صادر شود باستثناء نيروى اراده و اختيار فاعل كه از آن تعبير بفعل اجبارى خواهد شد . خلاصه دعوى اشعرى آنست كه حق سبحانه فعل صادر از فاعل را خواسته است كه از طريق اعضاء و جوارح ظاهرى و درونى و تصور و تصديق و تفكر صادر شود چگونه نيروى اراده و اختيار را از قواى ظاهرى و درونى استثناء فرموده است بلكه فعل صادر از فاعل را باتمام خصوصيات مشخصه آن از فاعل خواسته است