محمد حسينى همدانى نجفى
31
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
مختار نيز از فيوضات الهى بهرمند بوده و بالاخره هم چنان كه فاعل مختار بطور بداهت بهرهاى از هستى دارد و نميتواند انكار نمايد لازم از حد وجودى آنست كه از حد مبادى اختيار و اراده و اعضاء و جوارح خود نيز از فيوضات الهى استفاده نموده است و قابل انكار نخواهد بود يعنى چنان كه فاعل مختار از وجود خود و حيات و سلامت خود بهرمند شده و قابل نفى و انكار نيست . به همين قياس و لازم بديهى آن آنست كه كه از مبادى اختيار و اراده و جوارح خود نيز بطور بداهت در صدور فعل و اثر خود استفاده نموده است بالاخره وجود خود و حدود مخصوص وجود خود را بطور بداهت تصديق دارد و نميتواند انكار نمايد و لازم اين حد وجودى آنست كه در اثر و فعل خود نيز مبادى اختيار و اراده و جوارح خود را به كار برده و همه آنها را بطور بداهت به كار گرفته است . در عين حال همه اين قوا و نيروهاى ظاهرى و درونى و جوارحى كه به كار گرفته شده است همه از پرتو هستى بهرمند بوده يعنى نور هستى همه اين قوا و نيروهاى ظاهرى و درونى و اعضاء فاعل مختار را فرا گرفته و نور هستى محدود بحدود و ماهيات خاص امكانى شده است هم چنان كه وجود هستى و حيات و قدرت فاعل مختار نيز بطور بداهت بهرهاى از فيوضات الهى است كه او را فرا گرفته است و نميتوان از خود وجود را انكار نمايد . به همين قياس فاعل مختار نميتواند مبادى اختيار و اراده و حركت جوارح خود را در صدور فعل انكار نمايد زيرا بطور بداهت هم از وجود صحت و سلامت و حيات خود بهرمند بوده و قابل انكار نيست . به همين قياس و بطور بداهت از فيوضات الهى كه قوا و نيروهاى ظاهرى و درونى خود را فرا گرفته و استفاده نموده نميتواند انكار نمايد باينكه در صدور فعل صادر نيروى اختيار و اراده و عضو و جوارح او به كار نرفته است بلكه دعوى نمايد كه حق سبحانه و تعالى از طريق به كار گرفتن اعضاء و جوارح و نيروهاى ظاهرى