محمد حسينى همدانى نجفى
30
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
از اين بيان مفاد كلمه طيبه كه بطور تواتر از اوصياء طاهرين عليهم السّلام رسيده است ظاهر مىشود كه فعل صادر از فاعل مختار بطور جبر نيست از نظر اينكه همچنان كه فاعل مختار پرتوى از وجود و قوا و نيروها دارد و بطور بداهت همه آنها را به كار برده و نميتواند وجود خود را انكار و نفى نمايد ايجاد و صدور فعل را نيز از اعضاء و جوارح خود نميتواند نفى و انكار نمايد گر چه همه نور هستى قوا و نيروهاى فاعل مختار را فرا گرفته ولى نور هستى محدود بحدود خاص و ماهيات مخصوصه شده و قابل انكار نيست و همه آن قوا و نيروها و جوارح بطور بداهت به كار رفته است و نميتوان امور بديهى را انكار و نفى نمود كه موجود نيست بلكه دعوى كند كه فاقد پرتو هستى است . به همين قياس نميتواند فاعل مختار دعوى نمايد كه قوا و جوارح او از نور هستى در صدور فعل استفاده ننموده است بلكه حق سبحانه و تعالى از طريق اعضاء و جوارح ظاهرى و درونى فاعل فعل صادر را ايجاد فرموده است و نيروى اختيارى و ارادهاى كه بطور بداهت قوام حركت و صدور فعل است هرگز به كار نرفته است بالاخره حق سبحانه اعضاء و جوارح فاعل را به كار گرفته ولى نيروى اراده را ناديده گرفته و يا سلب نموده است . خلاصه فاعل مختار هم چنان كه وجود خود را نميتواند انكار نمايد و ناديده بگيرد و از خود نفى نمايد كه موجود نيست به همين قياس نميتواند صدور فعل را از مبادى خود و نيز از اعضاء و جوارح خود نفى نمايد با اينكه بطور بداهت از هر دو بهره وجودى بهرمند بوده يعنى داراى وجود اعضاء و جوارح بشريت بوده و از مبادى درونى حركت و فعل صادر بهرهمند بوده و نيز در مقام صدور فعل مبادى اراده و اختيار و نيز اعضاء و جوارح خود را نيز به كار گرفته است و منافات ندارد كه همه اين قوا و فيوضات الهى كه به وجود و صحت و سلامت فاعل مختار را فرا گرفته به همين قياس نيروى اراده و اختيار و اعضاء و جوارح فاعل