محمد حسينى همدانى نجفى
58
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
مانند سابق داشته اين تعلق و رابطه ذاتى است يعنى در اثر ارتباط ذاتى كه ميان نفس و بدن عنصرى بوده و پس از قطع علاقه تدبير نيز رابطه معنوى ناگسستنى داشته و هنگام كه در آستانه عالم قيامت قرار گيرند و ارواح هر يك به بدن مانند بدن سابق خود تعلق بيابد تعلق از طريق نظام طبع نخواهد بود بلكه بر اساس نظام ثابت و ذاتى است كه محصول هر موجود انسانى عالم طبع مىباشد يعنى هر فردى از بشر كه از نظام طبع و عالم برزخ را به پيمايد در آستانه عالم قيامت در آيد چگونگى ربط روح با بدن خود بر حسب نظام عالم قيامت خواهد بود يعنى ذاتى و دفعى است و مانند تعلق روح و نفس بجنين نخواهد بود كه بر اساس تدريج و از نقص بكمال مىباشد و رابطه مرموز هر يك از روح و بدن در عالم برزخ به منظور تكامل است كه بار ديگر در نظام بهترى متحد شوند و بزندگى هميشگى دست يابند . در اين باره شبههئى گفته شده ( اذا فسد البدن لم يبق الاعضاء على مزاجها و اعتدالها و تشتت النفس بديل التعلق بها مدار الرابطة بين النفس و البدن بواسطة جهة الوحدة و الاعتدال و هى انما يكون في الالطف و الالطف الى ان ينتهى الى الاكثف فالاكثف . پاسخ آنست كه تعلق روح به بدن خود و عالم قيامت و آستانه قيامت بطريق تعلق طبع نيست كه از ماده تناسلى آغاز شود و ادوار زندگى و چگونگى تحولات عالم طبع را به پيمايد بلكه در آستانه قيامت ارواح كامل و مستقل تعلق آن به بدن كه آن سير كامل و نورانى و در سير و تكامل روح اهل ايمان تحت جذبه تدبيرى روح بسير و تكامل خود ادامه داده . بالاخره تعلق موجود كامل به بدن و جوارح كامل است كه همه مراحل كمالات را پيمودهاند اين گونه تعلق محال است مانند تعلق طبع باشد بلكه تعلق تدبيرى روح كامل با بدن مانند سابق كامل و آزموده و نورانى بر حسب نظام كامل