محمد حسينى همدانى نجفى

7

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

كه كاملترين مقام است كه حق سبحانه اين چنين نعمت وجودى بىمانند را بساكنان جوار رحمت خود موهبت بفرمايد بنام نظام مشيت كه كاملترين نظامات وجودى است كه بر ساير اشياء جنبه خلاقيت و ايجاد بطور ظلى و بطور اطلاق خواهد داشت باينكه حق سبحانه بطور اطلاق نظام زندگى هر فردى از افراد ساكنان جوار رحمت خود را به مشيت و اراده خود او واگذار فرموده باشد در عين حال كه اراده اهل ايمان تابع و پرتوى از اراده قاهره ساحت كبريائى باشد . بديهى است با اينكه نظام مشيت و اراده قاهره كه حق سبحانه بهر يك از افراد اهل ايمان موهبت فرموده هم چنان كه صريح مفاد آيات قرآنى است احتمال اينكه موجودات و اشياء عالم قيامت موجوداتى باشد كه محكوم بنظام طبع باشد بسيار بعيد و محال است از نظر اينكه نظام طبع نازلترين نظامات وجودى است از لحاظ تفرقه اجزاء موجودات از يك ديگر و بىخبرى و پيوسته در تحول و زوال و صورتى به صورت ديگر است چگونه با اين حقيقت طبعى ذاتى امكان داشته باشد كه موجودات طبع بعالم قيامت و عالم حيات و ثبات انتقال بيابند . و پس از اينكه نظام مشيت قاهره اهل ايمان ساكنان جوار رحمت معلوم شد كه غرض اصلى از نظام كامل آخرتى است كه هر چه را اراده نمايد بيدرنگ و بدون شرط و قيد بوجود بيايد كه فرض نظام امكانى زياده بر آن تصور ندارد . و لازم آن نظامى است براى موجودات و اشياء عالم قيامت كه پيوسته محكوم نظام اراده قاهره ساكنان جوار رحمت خواهد بود كه هر چه بخواهند از لا شىء بدون شرط بوجود بياورند با قيد اينكه پرتوى از اراده قاهره ساحت كبريائى است يعنى همانطور كه موجودات نسبت باراده قاهره اقتضائى ندارند هم چنان موجودات و اشياء عالم قيامت بطور اطلاق نسبت به خواسته‌هاى ساكنان جوار رحمت اقتضائى مخالف هرگز نخواهند داشت با توجه باينكه اهل ايمان در عالم دنيا محكوم بنظام طبع بوده و كمترين تخلف از آن ميسّر براى احدى نبود و بالاخره در همه شئون وجودى