محمد حسينى همدانى نجفى

9

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

نظر و صلاح و فساد و نيك و بد حكم مينمايد و بطور واقع مىبيند كه بر اساس اختيار هر چه انجام دهد بخواست خود بوده مضطر و مجبور نخواهد بود و به نظر عرف مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت و فرق است ميان افعال اختيارى و ميان افعال اتفاقى و تصادفى كه بر اساس فكر و انديشه نبوده است و يا بطور سهو و اشتباه تحقق پذيرفته است و شايسته مدح و ذم و ملامت بوده و استحقاق ثواب و عقوبت خواهد داشت آنها شاهد قطعى است كه آنچه ساحت كبريائى در ازل حكم و تقدير فرموده همه بر اساس اختيار بوده و به منظور سوق بشر بسوى كمال و تعليم و تربيت او است و گر نه اثر و فايده‌اى بر بعثت رسولان و وعد و وعيد و اظهار معجزات رسولان مترتب نخواهد بود . و آيه لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ناظر به اين حقيقت است و بر اساس اختيار و آزمايش سلسله بشر نهاده شده است و گر نه لغو لازم مىآيد . خلاصه عقول و ادراكات و اشواق و ارادات افراد بشر بر حسب اختلاف طبايع آنها است هم‌چنين قوا و نيروها و غرائز و جبلات اختلاف اساسى خواهند داشت بلكه موجودات در تمام شئون وجودى اختلاف خواهند داشت مثلا افراد بشر در هر يك از تمايلات خود امتيازى خواهند داشت كه فردى امرى را مورد علاقه و مورد اراده او است در صورتى كه ديگران از آن نفرت دارند و امرى را مستحسن و نيك پندارد در صورتى كه ديگران از آن نفرت دارند و آن را ناپسند ميدانند . و عنايت الهى مقتضى است كه نظام وجود بر بهترين صورتى باشد و بهتر از آنچه تصور ميرود باشد و اساس كمال و ترقى و تكامل در همه شئون بر اختلاف طبايع و موجودات با يك ديگر است هم چنانچه حركت و سير هر فردى از بشر نيز بر اختلاف و حركت و تحول استوار است و چنانچه استعداد و قوا همه يكسان و مساوى باشند اختلال نظام لازم مىآيد و از صلاح و سداد دور خواهند بود و در نتيجه همه افراد يكسان بدون تفاوت و بدون حركت و كمال خواهند بود و چنانچه بر طبقه واحده باشد هرگز امور زندگى بشر منتظم نخواهد بود و لازم آن جور و اختلال خواهد بود