محمد حسينى همدانى نجفى

43

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

از قبيل نيروى ادراك و قدرت بدنى و اراده و عزيمت بشر بر اساس مشيت قاهره است نتيجه آنست كه بشر هرگز اراده و تصميم به فعلى را نخواهد داشت جز اينكه ساحت كبريائى آن را اراده فرموده باشد زيرا اراده بشر از صفات روانى و هر لحظه حادث مخلوق است و فعل اختيارى بشر كه بر پايه اراده او بوجود مىآيد آن فعل نيز مورد اراده كبريائى خواهد بود با توجه باينكه اراده بشر متقوم با اراده كبريائى و در طول اراده و مشيت كبريائى است و در عرض آن نيست تا اينكه مزاحمت و ضديت داشته باشد مانند اراده دو فرد از بشر كه در عرض يك ديگر و ضد يك ديگرند : و اراده و مشيت قاهره بحصول فعل اختيارى و همه شئون آن از مبادى وجودى و ساير لوازم تشخص بىشمار آن مانند وجود فاعل مختار و تصور و تصديق او و شوق و تصديق بفايده و ادراك صلاح و نيروى قدرت جوارحى همه مورد اراده كبريايى قرار گرفته و تقدير شده‌اند فقط ترجيح جانب فعل و يا ترك فعل روانى و حادث بحدوث حالت روانى است كه چنانچه بر اساس عقل و خرد باشد و ترك آن خواسته و در اين صورت اختيار صحيح و مورد مدح و تحسين عقلاء و شرع خواهد بود كه صلاح را برگزيده و در مقام اطاعت و انقياد برآمده است و چنانچه ترجيح فعل و يا ترك بر اساس نيروى واهمه و هوى و هوس باشد و صدور شوق و اراده كه لازم طبيعى ترجيح فعل و يا ترك است مستلزم به كار بردن نيروى قدرت جوارحى و تحقق فعل جوارحى خواهد بود در اين صورت فاعل شر در اثر اختيار آن مورد مذمت و سرزنش خواهد بود از نظر اينكه بر اساس قوه واهمه و خيال و تمايلات بوده و بر خلاف صلاح حقيقى خود اقدام بعملى نموده كه زيان آور خواهد بود و بهر تقدير ترجيح راجح كه ريشه شوق و اراده است امر وجودى و قائم بمشيت قاهره خواهد بود يعنى حق تعالى اراده فرموده چنين امر نفسانى از فاعل مختار تحقق بيابد با همه تشخصات آن از جمله به كار بردن نيروى اختيار . و استفاده شد كه بشر هرگز نسبت بافعال و اعمال خواسته خود مجبور نخواهد