محمد حسينى همدانى نجفى

42

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

زيرا گفته شده خير و آنچه صلاح است مورد قضاء قرار گرفته و نيز وجود آن تقدير و مورد قدر و اندازه قرار گرفته است ولى شرور نيز مورد قضاء و حكم قرار گرفته ولى بتبع خير كثير بوجود خواهد آمد چنان كه همه موجودات جهان طبع اين چنين هستند . مثلا آتش بطور تصادف و اتفاق ممكن است بر آن ضررهاى جبران ناپذيرى مترتب شود ولى بقياس نفع و آثار خير آن هرگز قابل قياس نيست زيرا ركن زندگى بشرى است . حق تعالى از فضل خود هر لحظه بهر يك از افراد بشر از جهات بىشمارى به او همت زياده بر تصور و رحمت و نيروها موهبت فرموده به منظور آزمايش او باينكه در امور خير و صلاح شرف كند كه مرتبه‌اى از شكر نعمت خواهد بود ولى چنانچه بشر آنها را در طريق باطل و اعمال شر و گناه و فتنه صرف نمايد بطور غرض تبعى و از نظر نظام آزمايش خواهد بود بر اين اساس گفته مىشود جز بالعرض مورد تقدير نخواهد بود از نظر اينكه در نظام تكوين صرف نعمت در مورد عمل ناسزا و گناه مورد تقدير بوده و مقصود بالذات هرگز نخواهد بود بقرينه اينكه در نظام تشريع منع فرموده است . و از بيان گذشته استفاده شد باينكه افعال صادر از بشر بر اساس قدرت و اختيار است و از جمله شرايط كه افعال بشر وابسته به آنست همانا نيروى ادراك سود و زيان و نيز قدرت و مبدئيت براى عمل و حركت جوارحى و نيز شوق و اراده جزمى است كه كه جوارح را تحريك مىنمايد . بديهى است نيروى ادراك و قدرت و اراده بشر از صفات روانى و حالات نفسانى است و از جمله افعال اختيارى او نيست بلكه از نظر اينكه از جمله موجودات است منتهى بمشيت ساحت كبريائى خواهد بود و گر نه لازم مىآيد كه هر يك از ارادات بشر معلول اراده ديگر او باشد دور و يا تسلسل لازم مىآيد و تأثير و ايجاد هر يك از صفات