محمد حسينى همدانى نجفى
16
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
پس از طى مراحلى و تهيه وسائلى از قبيل طبيعى خارجى و تحريك اعضاء و جوارح و ادامه اراده هر لحظه تا پايان عمل كه بر اساس تغير و كثرت و تحول است . قوله ( ع ) : انى انا اللَّه لا إله الا انا خالق الخير و الشر : پس از شهادت ساحت كبريائى بمقام الوهيت و اختصاص آن بساحت كبريائى و ربوبى دو صفت توحيد افعالى خود را اعلام ميفرمايد كه هر چه از اشعه وجود و هستى بهرهمند شده از ذات قدس منبعث و از پرتو صفت خالقيت كبريائى است و هيچ موجودى خير و يا شر صالح و يا طالح ، و نيك و يا بد نيست جز اينكه مورد تابش فيض وجود قرار گرفته است باختلاف تابش اشعه از لحاظ مستقيم و مقصود بالذات و يا غير مستقيم و بطور تبعى . و اشياء بر حسب اعتبار وجود خير و وجود شر و عدم آن تقسيم به چند قسم ميشوند وجودى كه خير محض است يعنى در آن شائبه شر نباشد . 2 - و نيز موجود خير كه در آن شائبه شر و فساد نيز باشد . 3 - و آنچه شائبه شر در آن زياد باشد . 4 - و آنچه در آن شائبه خير زياده باشد . 5 - وجودى كه خير و شر از آن يكسان بظهور برسد . و قسم دوم منقسم مىشود بموجودى كه غلبه به آنست كه اثر شر نداشته باشد و شر آن كمتر باشد و نيز بموجودى كه اثر خير و شر يكسان در آن باشد و نيز موجودى كه غلبه با آثار شر آنست و اقسام پنجگانه مفروض است . قسم اول موجودى است كه در آن هيچ شائبه از شر نباشد و آن موجودى است كه فعليت محضه باشد مانند عقول قدسيه و ذوات طاهره كه خير محض و منزه از هر گونه شائبه شر خواهد بود . 2 - موجودى است كه غلبه در آن بآثار نيك است و آثار شر چه بسا نيز مترتب شود .